تبليغاتX
خوابگرد - مبارزه
ادراکات لعنتی ما
در سال 1504 بین دو هنرمند بزرگ، یکی آزادمنش، آراسته، شوخ طبع و با نزاکت یعنی لئوناردو داوینچی و دیگری عبوس، با ایمان ولی پرشور یعنی میکل آنژ رقابتی در گرفت (1). "سودرینی" فرماندار فلورانس از این دو هنرمند خواست که برای تزئین کاخ خود، به رقابت بپردازند. لئوناردو موظف شد که نقاشی پیکار" آنگیاری" را به انجام برساند و میکل آنژ نیز مامور شد تا پیکار" کاشینا" را نقاشی نماید.
فلورانس به دو اردوی بزرگ طرفداران این دو هنرمند تبدیل شد. ولی زمانه با یک چشم در هر دو نگریست!
در سال 1512 ضمن آشوب های فلورانس به هنگام بازگشت خانواده مدیچی، نقاشی میکل آنژ از میان رفت و به جز نسخه های ناقصی از کار، که نقاشان معاصر هنرمند از آن برداشته اند، از آن چیزی باقی نماند. مهمترین این کپی ها مربوط به "مارک آنتوان" است که Les grimpeurs ( بالا روندگان ) نام دارد. او صحنه معروفی از جنگ بین فلورانس و پیزا را نقاشی کرده بود که در آن فلورانسی ها به تصور دور بودن دشمن و نیز گرمای کشنده آفتاب در رودخانه مشغول شنا بودند تا اینکه خبر حضور دشمن میرسد و اینان با شتاب از رودخانه بالا می آیند.
اما در مورد اثر داوینچی، خود او کافی بود تا اثر را نابود کند.پس از اتمام اثر و به خاطر تسریع در تمام شدن کار، باز روح نو جویی و کشف داوینچی حکم کرد بر خلاف رسم متداول و  با فن اختراعی خود، یعنی با استفاده از رنگ روغن، نقاشی را روی دیوار برگرداند. اما رنگ بر دیوار خشک نمیشد و او مجبور شد که از آتش برای خشک کردن نقاشی استفاده کند. آتش به جای جذب رطوبت، به کلی نقاشی روی دیوار را خراب کرد. لئوناردو به شدت از ادامه کار ناامید شد و نقاشی اصلی نیز برای همیشه ناپدید شد.
(1) این دو هیچ گاه روابط خوبی نداشتند. معروف است که روزی یکی از بورژواهای فلورانس از داوینچی درخواست کرد که بخشی از اشعار دانته را برای او معنی کند. در همان حال لئوناردو، میکل آنژ را دید که از محل عبور می کند و گفت: " میکل آنژ برای شما آن را معنی خواهد کرد". میکل آنژ این را تمسخر و استهزاء خود قلمداد کرده  و با لحن زننده ای گفت: " تو خودت برایشان توضیح بده، تو که نمونه گچی آن اسب برنزی راساختی و عرضه ذوب کردن برنز را را نداشتی و برای اینکه ننگی گریبانگیرت نشود، نیمه تمامش گذاشتی" . لئوناردو مبهوت شده و از خجالت سرخ شد. میکل آنژ که هنوز آتش خشمش خاموش نشده بود ادامه داد:"و این خروس های اخته میلانی را باش که خیال می کنند تو لیاقت فهم چنین اثری را داری."
[ منبع : زندگی میکل آنژ - رومن رولان با ترجمه اسماعیل سعادت ]
+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/06ساعت   توسط خوابگرد |