تبليغاتX
خوابگرد - رئالیست معطوف به عصیان
ادراکات لعنتی ما
Stalin in front of the mirrorهنر برای هنر دروغی ست که اختاپوس ِ قدرت دمی برای سلطه اش کوشید تا از این راه به آسودگی، تضمین کافی را برای ادامه حیاتش به دست بیاورد. می توانم هنر پوچ و کم ارزش را بفهمم، اما هنر برای هنر را نه. عده ای ممکن است هنر (!) آبستره  را نهایت هنر  یا حداقل اثبات امکان هنر برای هنر بدانند، اما من آن را هنر پوچ می دانم یا در بهترین شکل کم ارزش. آثاری که حداکثر می توانند تزئین کننده اتاق پذیرایی ( نه اتاق مطالعه ) باشند.
در دوره حکومت کمونیستی، خواست توسعه های اقتصادی، قدرت مداران شوروی سابق را بر آن داشت که رئالیست سوسیالیستی را تنها شکل مقبول هنر معرفی کنند. اینان به خوبی می دانستند که رئالیست به تنهایی خطرناک ست، بنابراین هماره تاکید را روی پسوند سوسیالیستی قرار می دادند.
برای مثال در نقاشی ِ رئالیستی ِ روبرو که کار مشترک کومار-ملامید ست، استالین روبروی آئینه ای به صورت خود نگاه می کند. تضاد پیرامون تاریک با پارچه قرمز، خیره کننده است و توجه کلی ما را به تصویر صورت جلب می کند. تصویر آئینه، استالین حقیقی را فاش میسازد. تردید و قضاوت تصویر استالین، در تضاد با صلابت دیکتاتوری ست که برای آرمان های حزبی و ملی خود، هیچ حد و مرزی نمی شناسد.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت   توسط خوابگرد |