تبليغاتX
خوابگرد - تراژدی در نقطه فراموش شده
ادراکات لعنتی ما
The Aviator[توصیه میکنم که نوشته قبلی را پیش تر مطالعه نمایید]
"هوارد هیوز"، هوانورد، مهندس، طراح، تهیه کننده و کارگردان فیلم و یکی از بزرگترین ثروتمندان جهان بود، که در سال 1905 به دنیا آمد. پدرش مخترع نوعی مته سه شاخه، برای حفاری چاههای نفت بود که خانواده اش را به ثروت هنگفتی رساند. "هوارد" همواره تحت نفوذ مادرش بود که بسیار نسبت به آلوده شدن احتمالی او به میکروب و مریضی وسواس داشت. به سرعت او استعداد خود را در مهندسی و ریاضیات نشان داد، همچنانکه به فیلم سازی عشق می ورزید. او به سرعت به هالیوود رفت و تعدادی فیلم تهیه کرد، که سرشار از خشونت و صحنه های نا متعارف سکسی بودند که البته توام با موفقیت تجاری نیز بودند. در این ایام، علیرغم ازدواجش،  با بسیاری ستاره های هالیوود از جمله کاترین هیپورن، بت دیویس و اوا گاردنر رابطه عاشقانه ایجاد کرد، ولی باز عشق او محدود به اینان نیز نمیشد. او به هوانوردی  عشقی بی حد و حصر داشت و حتی چندین رکورد پرواز چه به لحاظ سرعت و چه به لحاظ مسافت، به نام خود ثبت کرد. حتی او چندین هواپیما طراحی کرد. ایده های او در طراحی هواپیما آنچنان موثر بود که برخی از آنان در هواپیماهای جنگ جهانی به کار گرفته شدند.
در سال 1950 هیوز دچار وسواس و مردم گریزی شد که زندگی آتی اش  را به شدت تحت تاثیر قرار داد. شاید به نوعی وسواس های مادرش در دور نگه داشتن فرزند از هر بیماری و میکروب، اثرات خود را روشن ساخته بود ( مادری که بارها او را به خاطر احتمال آلودگی بازدید کرده و در آب گرم میشست ). دوستان "هوارد" عنوان کرده اند که او در کودکی دچار وسواس نسبت به لوبیاهای غذایش ( که خیلی دوست داشت ) بود به گونه ای که ابتدا آنها را مرتب می کرد و سپس می خورد. یا اینکه وسواس زایدالوصفی در مورد یک اشکال کوچک در لباس "جین راسل" ( هنرپیشه فیلم " شرور" ) به خرج  داد. کارگرادنی نیز عنوان کرده که،وسواس گاه و بیگاه او آنچنان بود که امید اتمام هر پروژه ای را غیر ممکن می نمود.
سرانجام او که یک چهره سرشناس بود و مورد توجه، به ناگاه مجبور گردید که از انظار مردم ناپدید شود. مدتی نگذشت که او کاملا خلوت گزین شد. "هوارد" مدت ها خود را در اتاق تاریک پنهان می کرد و آنچنان دچار وسواس شده بود که هر چیز را تنها به مدد دستمال بر میداشت. اگر چه او همیشه پزشکان بسیار داشت اما از آنان احتزار می کرد و یا اینکه آرایشگر همیشه گوش به زنگ خود را، نا امید گذاشته بود. به مرور مصرف کودئین و والیوم را شدت بخشید. آنچنان دچار وسواس نسبت به خطرات آلودگی هسته ای شد که به مشاوران خود سپرد که به رئیس جمهوران وقت آمریکا، رشوه بدهند تا از آزمایشات هسته ای صرف نظر کنند ( که البته هیچ وقت چنین درخواستی صورت نگرفت و وانمود شد که آنان از درخواست سر باز زده اند). حتی معروف است که  او یک فیلم ( Ice Station Zebra )  را بیش از 150 بار دید و اینکه یک بار تمام لباس های خود را از ترس میکروب آتش زد.
در سال 1976 و بر اثر گوشه گیری مفرط، مریضی و مصرف زیاد دارو و با ظاهری بسیار ژولیده، ناشی از ناخن ها و موی بلند و نا مرتب، در حالی که بیش از چهل و یک کیلو ( با قد 193 سانتی متر ) وزن نداشت، جان سپرد. برای تشخیص هویت او مجبور شدند که از او انگشت نگاری کنند. "هوانورد"، "حقه" و چند فیلم دیگر به همراه  کتاب های بسیاری، بر اساس زندگی او شکل گرفته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/25ساعت   توسط خوابگرد |