![]() |
![]() |
|
| ادراکات لعنتی ما |
|
بعد از انقلاب او بسیاری از رهبران محافظه کار را، به سبب کاهلی در کشتن، مذّمت کرد. او گفت : " به راستی بریده شدن ششصد و هفتصد سر، خیال شما را آسوده کرده که توانسته اید شادی و آزادی را برای مردم به ارمغان بیاورید. یک انسان-دوستی اشتباه، بازوانتان را منقبض کرده و شدّت عمل را از شما ستانده. بی تردید این به مرگ میلیون ها برادر خواهد انجامید". چندین بار مورد تعقیب قرار گرفت، تا اینکه یکبار و در یکی از مخفی گاه های خویش، آلوده به بیماری خنازیر (بیماری پوستی مزمن ) شد. او این گونه مجبور شد که بسیاری از اوقات خود را در وان آب سرد سپری کند و بسیاری از نامه، نوشته و مقالات خود را، حین حمام تهیه کند. "مارا" نقش به سزایی در سقوط "ژیروندیست"ها ایفاء کرد تا این که ، دختری به " ژاکوبین ها " که یک سلسه اقدامات در جهت نابودی کلیسا و دین، طرح ریزی کرده بودند، خود این بار به "مارا" چهره ای نیمه قدیس بخشیدند. در مراسم تشییع جنازه او چنین گفته شد : " او به مانند مسیح عاشقی پر سوز برای مردم بود، همچنان که از مردم بود. او به مانند مسیح از پادشاهان، اشراف، کشیش ها و ولگردان بیزار بود و به مانند مسیح هرگز از مبارزه در برابر دشمنان مردم باز نایستاد".
الف - نقاشی اول اثر "ژاک لویی دیوید" دوست و همراه "مارا" ست که نام کار را به سادگی "مرگ مارا" گذاشته بود، اما من آن را "مصلوب به وان" می نامم. خالق اثر دوم " پل ژاک امه بودری" ست که من آن را "الهه نجات بخش" می نامم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/06/25ساعت توسط خوابگرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|