تبليغاتX
خوابگرد - آیا به راستی زهر آگین بودن سخت است( یا زهر آگین بودن به روش کولاژ )- آب را گل نکنیم-
ادراکات لعنتی ما
که یکی رقعه نبشتم پیش شه
ای عجب آن جا رسید و یافت ره‏
این "بسیاری" هر روز چیزی از پرده غیب در می¬آورد. محصول جدید هم با برند "معماران عصر حاضر".
تحری در آوردن نقیض مدعا، دیگر طرفه است.
من از آفت رنکینگ و اینگونه رتبه بندی ها در عالم فکری و هنری می¬گویم.
تو از من می¬خواهی یک نابغه¬ترین¬تر دیگر، هوشمندترین¬تر دیگر، معروفترین¬تر دیگر معرفی کنم که روی داوینچی را کم کند؟
مثلاَ هوشمندتر از داوینچی در عالم نبوده است؟
من البته مشکلی ندارم که جهان تصوّر خوابگرد باشد.
تاریخ را به دلخواه بنویسد، اگر فقط برای خود بنویسد!
توصیه¬ای بود جهت تشویق به ادامه کار و رفع کدورت خاطر حاصل از ملالت مخاطبان.
دیگر از نقد این همه ساده¬سازی خسته شده¬ام.

رختها را سوی خاموشی کشان
چون نشان جویی مکن خود را نشان
اما من به مفاهیم جمعی می¬اندیشم و راههای گفتگو را دنبال می¬کنم. به همین دلیل معیاری می¬آورم مانند نیازها و چالشهای بشری تا وزن بزرگترین دست¬آورد بشر بدست آید.‏
کدامیک از علوم انسانی، اگر به راستی جزء علوم باشند نمی توانند، این محک را بپذیرند و همچنان ادعای علمی بودن (و نه صادق بودن نظریه) داشته باشند؟
من داوینچی را اینگونه نمی¬شناسم که در این امور حقارتی ببیند.
این را باید به واساری هم گفت که به جای پرداختن به فردیت داوینچی، او را هوشمندترین با قدرت چیرگی بسیار بر معارضان توصیف کرده¬است.

توضیح میدهم که تابو را من امور ممنوعی می¬دانم، از قبیل اندیشه و رفتار، که به شکلی ناخودآگاه، جمعی و البته همراه با ترسی ماورایی و خارج از زمینه¬های متعارف عقلی حضور دارند.
به این معنا جایی که دلایل متعارف اجتماعی، عقلی، دینی و عرفی حضور دارند، تابو نقشی ندارد.
من اتفاقاً ظهور پر رنگ تابو را در برخی بیماریهای روانی و جسمی مانند جذام و صرع قبول دارم.

به من نمی¬رسد که توصیه¬ای آن قدر خشن داشته باشم.
باب گفتگو را باز بگذاریم و پاسخ نظرات مخاطبانمان را، اگر در آن جدّیتی دیدیم، بدهیم.

حیفم می¬آید که نگویم برای احساس تنهایی و بی¬مخاطبی زود بود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/24ساعت   توسط خوابگرد |