تبليغاتX
خوابگرد - گم شدن
ادراکات لعنتی ما
                            The Kiss -  Gustav Klimt

در سراشیبی یک گلزار، مردی با تاجی از برگ مو و زنی با چندین گونه گل در لا به لای گیسوانش، جذبه یک بوسه را تجربه می کنند (شاید نخستین)، همچنانکه در میان چندین نماد دیگر محصور شده اند. چهره ی سایه گون مرد، نشانی ست از این که وی در این تجربه تا مرز ناپیدائی و گم شدن پیش رفته است، در حالی که زن با رخساره ای روشن تر، فرودست مرد زانو زده و با رضایت، گردن و دستش را چسبیده است. به نوعی این دو با برون - شد از خویشتن خویش، به یک تجربه ناب از وحدت دست یافته اند. اگرچه به طور مشخص رابطه مرد در این تجربه بسیار بسیط است و تکرار نمادین این نوع رابطه را می توان در طرح ساده و چهارخانه لباس وی باز جست. اما طرح چشم نواز لباس زن که حاوی دایره های مماس شده متعددی است، به علاوه حس گرما بخشی که از وی ساطع می گردد، تلالو واقعی زندگی را گوشزد می گردد. همچنین شکل زانو زدن زن، ارتباط عمیق وی را با "مادر طبیعت" یعنی "زمین" روشن می سازد. به عنوان یک تاکید دیگر، رنگ طلائی غالب، خود مبین نوعی ابدیت و نامیرائی تجربه است.

* "بوسه" اثر "گوستاو کلیمت" (Gustav Klimt)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/11ساعت   توسط خوابگرد |