تبليغاتX
خوابگرد - Taboo
ادراکات لعنتی ما

سازوکارهای دفاعی روان طبق نظریه فروید

روان طبق نظریه فروید به سه بخش  اگو ، سوپر اگو و اید تقسیم می گردد. براساس سازوکارهای دفاعی روان،  اگو ( بخش آگاهی ما ) مسائل و منازعات فی مابین سوپراگو ( بخشی از  روان که شکل گرفته از باور، ارزش ، عرف و تابوهای خارجی و تحمیلی است )و اید ( بخش کاملا نا خود آگاه و شخصی ما ) را حل می کند.بی آنکه جرات مقابله با آنها را داشته باشد که این  خود منجر به بروز احساس گناه و اضطراب و سرانجام ناهنجاریهای روانی می گردد.

انکار: شخص آگاهی خویش نسبت به یک حقیقت نا خوشایند که می تواند به اگو لطمه بزند را منکر می شود. مثلا دانش آموزی که نمره بدی گرفته است به خودش می گوید : نمره خوب که مهم نیست. برخی معتقدند که  اولین شخصی که متوجه این واکنش روان شد نیچه بوده است.

آرایش واکنشی : در این شکل شخص یک جبهه آگاهانه-ی مخالف با آنچه در اید به آن باور دارد بر می گزیند. مانند شخصی که در خشونت های تبعیض نژادی شرکت می جوید به علت آنکه گروه اقلیت را پست تر می داند اما در اید معترف به حقیر بودن خود است.

جابه جائی : در این شکل شخص احساسات تهاجمی اش را از سمت یک شی خطرناک به سمت یک شی مطمئن تر متوجه می کند. مانند کتک زدن متکا به جای دوستی که از دست او عصبانی است.

واکنش : به علت تلخ بودن یک تجربه ( مانند شوک ناشی از جنگ ) نا خود آگاه سعی در حذف آن از سطح آگاهی می کند همچنانکه سرکوب، همین عمل را توسط آگاهی انجام می دهد.

فرافکنی روانی : شخص یک فکر، علت ، خواهش و احساس نا خوشایند  را به گردن طرف مقابل می اندازد . مثلا دختری که پسری را دوست ندارد عنوان می کند که پسر است که او را دوست ندارد.

دلیل تراشی : شخص خود را از مواجهه با یک حادثه اضطراب ساز به واسطه دلیلی جعلی دور می سازد. مثلا شخصی که یک پخش موسیقی را برای یاد گیری زبان خریده است به دوستانش می گوید که دوست دارد به موسیقی های دلخواهش گوش کند.

جبران سازی : وقتی که شخص  رفتاری را  بروز می دهد تنها به این دلیل که از انجام امری دیگر عاجز است. مثلا بچه ای که نتوانسته مانند برادر بزرگترش در درس و مشق موفق باشد شروع به شکلک در آوردن می کند.

پالایش : در این شکل در گیری ها روان به سویه ای پذیرفته شده از سوی جامعه تبدیل می شود مانند پناه بردن به اشعاری که زندگی را  تاریک و تلخ  جلوه می دهد.

تابو

تابوها ابعاد گوناگونی دارد مانند رژیم های غذایی ( حلال و حرام بودن خورکی جات ،  گیاه خواری و یا منع آدم خواری ) ، محدودیت فعالیت های جنسی و یا نوع آن ( زنا ، تجاوز ، ازدواج با غیر همکیش یا ملیت و نژاد دیگر، همجنس بازی ، همخوابگی با محارم ، بچگان ، جنازه  و یا حیوانات ) ،  کنش های طبیعی  بدن ( باد معده ، آروغ زدن ) ، ختنه ، استفاده از داروهای روان گردان ، تغییر جنسیت و در معرض دید قرار دادن قسمتی یا تمام بدن ( قوزک پا در زمان ویکتوریا و مو سر زنان در ایران ). هیچ تابویی کیفیت جهان شمول ندارد هر چند تابوی آدم خواری ، عریان شدن ، کفر گوئی و همخوابگی با محارم در بیشتر جوامع یافت می شود.  تابوها می توانند دلایل بسیاری را در پشت سر داشته باشند ولی گاهی در عین آنکه این دلایل مدخلیت خود را از دست داده اند ولی تابوها به حیات خود همچنان ادامه داده اند. بنابراین تابوها سرگذشت تاریخی جوامع را رو می کنند.برخی نیز نیش و تندی خود را به مرور زمان از دست داده اند. مثلا در آمریکا و غرب مردم در باره اعتیاد به الکل ، افسردگی ، نا توانی ، طلاق ، در آمد ، بارداری و تولد به شکلی راحتر صحبت می کنند و برخی ناهنجاریهای مانند سرطان ، ایدز و خودکشی چونان گذشته نا مطبوع جلوه نمی کند.

 برخی معتقدند که بزرگترین وظیفه این دو واقعیت که دوشادوش یک دیگر و در یک صف انجام وظیفه می کنند ماهیت حفاظتی آنها است. این حفاظت می تواند در برابر تهدیدات خارجی ،  وسواس و نگرانی های باشد و ذی نفع آن جامعه ، باورهای آن یا فرد مسلط به آن است. ماهیت تقریبی تابو در مثال تاریخی که  آرتور کویستلر در کتاب خوابگردها می زند قابل رد گیری است  که به خاطر تعلق  آن به عالم ریاضی می تواند شائبه  بسیاری مسائل ثانوی را در  شناسائی ماهیت تابو  یا امور مقدس برطرف سازد. او یاد آور می شود که فیثاغورث  پس از سالیان زیاد غوطه وری در عالم ریاضی  و موسیقی موفق به  کشف حقایق بی نظیری شد. مانند آنکه مجموع اعداد فرد متوالی  یک مربع کامل است. یک عدد که مربع کامل است  قابلین نمایش  هندسی مربع را دارد ( اعداد مربع ) و یا آنکه هر مجموع دلخواهی از اعداد صحیح گویا متوالی  نمایش هندسی مثلث را ممکن می سازند. با توجه به کشف روابط بالا او به این باور رسید که مکان  و زمان که تمامیت حقیقی دنیای  ما را شکل می دهند  کاملا قابل تحویل به اعداد هستند.با کشف حقیقت دیگر که سازهای خوش همواره از سیم های با نسبت گویااز یک سیم مشخص با صدای دلنشین،تولید می شوند او جهان بینی خاص خود را شکل داد که در آن همه چیز از اعداد نشات گرفته شده بود و اعداد مقدس بودند. او باور داشت که تمام اجرام آسمانی که متحرکند حول زمین در چرخشند و با توجه به  داشتن نسبت گویایی ( شکل دیگری از اعداد شناخته نشده بود )  از یک مدار مشخص  که خود تولید نوای خوش می کند ( این که حرکت منشاء هر صدایی است خود شگفت انگیز است اما فرض گذشته خالی از دقت علمی است ) جهان حاوی موسیقی کیهانی ( از تثبیت شده ترین مفاهیم فیثاغورث  ) است. اما بلافاصله پس از کشف رابطه اضلاع مثلث قائم الزاویه  ( مربع  ضلع مقابل به زاویه قائمه برابر مجموع مربعات دو ضلع مجاور زاویه قائمه است ) و با فرض واحد بودن دو ضلع مجاور زاویه قائمه به یک واقعیت تکان دهنده برخورد کرد. با اثبات ساده ای می توان نشان داد این عددی که امروزه ما آن را با نام رادیکال دو می شناسیم نه عدد صحیح است و نه یک عدد  گویا ( عدد گنگ ) . لحظه ای تاریخی پیش آمده بود که بایستی یا این حقیقت پنهان می شد و یا آنکه تمام جهان بینی نابود می شد. اماحفظ جهان بینی انتخاب شد. سالها بعد که یکی از شاگردان راز را بر ملا کرد کشته شد. شاید انتخاب نام گنگ و اصم برای این سلسه اعداد تا حدودی ریشه در نفرت ما ازآنها دارد. اما فاش شدن آن  و تامل دقیق در ساختار سلسه اعداد گنگ دستاوردهای بسیاری را به همراه داشت هر چند به قیمت از دست رفتن آن جهان بینی بود. شاید قصه مشابه آنچه  کویستلر آورده است مربوط به اعداد مختلط است که در ابتدا بسیار آزار دهنده جلوه  می نمودند ولی با آوردن آنها به محدوده اعداد، پتانسیل های بالائی نصیب نوع بشر شد .  برای برخی مسائل حل نشده و یا راه حل های پیچیده  ریاضی  حالا ابزاری مناسب یافته شده بود که امکان حل کردن ساده آنان را می داد.

 تابوها آزادی سخن را تا حدودی از ما سلب می کنند. اما حقیقت  دیگر در مورد تابوها و امور تقدس یافته حیاتمند بودن آنها است. هر چند تابوهای مانند پدرکشی و میل جنسی به مادر ( ادیپ کمپلکس ) دیر بازی است که وجود دارند و حتی به  نظر فروید تنها شکل های جهانشمول  تابو محسوب می شوند و پایه های تمدن ما را تشکیل می دهند اما برخی دیگر که پیشتر آنها را بر شمردیم موضوعیت خود را از دست داده اند و یا کم رنگ شده اند. اما تابوهای جدیدی نیز متولد شده اند. مانند زیر سئوال بردن هولوکاست که در جوامع غربی عواقب قانونی نیز برای آن در نظر گرفته شده است. نکته باقی مانده آن است که گاهی شکل گیری تابوها و تقدس زائی نیست که اهداف پایه گذاران را تامین می کند بلکه تابو شکنی ها ست که این رسالت را به عهده دارد. مثلا امکان ازدواج با زن مطلقه  پسر خوانده ( ازدواج پیامبر اسلام با زینب ) ، برداشتن برخی تابوهای همخوابگی ( زنان کشتزارهای شمایند از هر کجا می خواهید وارد شوید- قران )  و شکستن قسم ( حفظ رابطه با ماریه قبطیه برای پیغمبر اسلام در عین آنکه آن را بر خود حرام کرده بود)  چنین ماهیتی دارند. برخی تابوها گاه سویه ای کاملا شخصی دارند و در جهت ارضای  وسواسهای شخصی اند مانند حرام کردن ازدواج مجدد زنان پس از مرگ همسر ( محروم شدن زنان پیغمبر از این حق ) ، وصیت به  عدم امکان ازدواج دختران ( وصیت امام هفتم شیعیان – تاریخ یعقوبی ) ، اجبار حجاب و عدم امکان لمس کردن زن نا محرم از این جمله اند. اگرچه امروزه برخی نیز به عدم امکان نماز خواندن زن حایض و حضور زنان در مسجد الحرام معترضند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/12ساعت   توسط خوابگرد |