تبليغاتX
خوابگرد - پرهیز
ادراکات لعنتی ما
                     Lady With the Ermine

نقاشی "بانو و قاقم" به نظر می رسد از ابتدائی ترین آثار لئوناردو در میلان بوده باشد. به مانند تمام پرتره ها (به جز مونالیزا) که منسوب به لئوناردو است، بر سر این اثر نیز مناقشه وجود دارد.

"بانو با قاقم" چندین بار باز نقاشی شده است. پس زمینه تاریک تر شده است، لباس زیر قاقم دوباره کاری شده و سرپوش نازکی برای بانو اضافه شده است، در حالی که سعی شده است با رنگ موی وی تطبیق داده شود. این دوباره کاری آخر و نیز کشیدگی زیاد در سرپوش باعث شده است که به نظر برسد که موی بانو تا زیر چانه امتداد یافته است! یک دوباره کاری دیگر مربوط به سایه بین انگشتان دست راست بانو می گردد. بازنگری در دو انگشت پائینی مشخص می کند که آنها در وضعیتی غیرطبیعی و پائین تر از حد معمول قرار دارند، البته بعد از آن که این قسمت توسط یک شخص نامعلومی باز نقاشی شده است. جالب آنکه آزمایش اشعه ایکس، وجود یک در را در پس زمینه کار نشان می دهد.

برخی صاحب پرتره را "چئچیلیا گاللرانی" (Cecilia Gallerani) همسر "لودویکو اسفورتزا" می دانند. لازم است که اشاره شود زنان رنسانس در پرتره ها معمولا میان سال نقاشی می شده اند، حتی اگرچه کمتر بیست سال سن می داشتند، و اگر وی واقعا "چئچیلیا گاللرانی" باشد اینجا درحدود هفده سال سن داشته است! نظریه دیگر آن است که نقاشی به سال 1491 بر می گردد و وی "بئاتریچه دسته" (Beatrice d'Este) بوده است!

البته دلایل چندی وجود دارد که ثابت کند که "چئچیلیا گاللرانی" سوژه و لئوناردو نقاش اثر بوده است. اول آنکه "قاقم" نشانه ی اشرافی "لودویکو" بوده است، و حتی روی سردوشی وی دیده می شده است. دوم آنکه علیرغم دستکاری های چند باره، صورت قاقم و بانو دست نخورده است و در این قسمت ها از رنگ های مورد علاقه لئوناردو به هنگام حضورش در میلان، استفاده شده است. همچنین وجود چندین نامه و نیز یک شعر از "برناردو بللینچونی" (Bernardo Bellincioni) که در توصیف این نقاشی سروده و در جائی از آن می گوید که: "خاموش اما شنوا" که مناسبت توصیفی زیادی با این اثر دارد، دلایل دیگری برای این ادعا هستند.

لئوناردو در این نقاشی از نسبت های هندسی و قواعد ریاضی که توسط یونانیان کشف شده بود، استفاده کرده است. چیزی که بسیار در آثار عصر رنسانس مورد توجه بوده است. این جا ساختار بر اساس یک هرم که قاعده آن البته نا پیداست، به وجود آمده است. ویژگی بسیار مشخص در این اثر احتراز از خطوط راست است. به جز بندی که بر سر است و مقطع صاف لباس در بالای سینه، مابقی خطوط منحنی بوده اند.

وجود قاقم ظریف و کوچک که خز زمستانی دارد نیز بسیار حائز اهمیت است. طبق باورهای قدیمی، اگر خز زمستانی این حیوان کثیف می گشته، حیوان جان می سپرده است! حتی از قرن سوم میلادی، این حیوان نماد پرهیزکاری محسوب می شده است. این خود به گونه ای کنایه آمیز از لزوم پارسائی زنان می گوید، حتی اگر زنی نفرین شده باشد!

وجود قاقم همچنین یک طنز نیز به همراه دارد و آن وجود یک جناس بین نام صاحب پرتره و نام یونانی قاقم یعنی Galee است. لئوناردو که توجه خاصی به استفاده از دامنه وسیعی از حیوانات در آثارش به خرج داده است درباره قاقم گفته است: "بیش از یکبار در روز شکار نمی کند و شکار شدن را به کثیف شدن خزش ترجیح میدهد!"

جالب است که بدانید در زمان لئوناردو، شاگردان غالبا قلم موهایی نرم خود را با استفاده از دسته ای از موی قاقم می ساخته اند. اما برای ساخت قلم موهای سخت تر معمولا از موی خوک سود می جسته اند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/13ساعت   توسط خوابگرد |