![]() |
![]() |
|
| ادراکات لعنتی ما |
|
داوينچي شمايل عصر رنسانس و سر آمد كنجكاويي و ابداع است. بسياري او را معروفترين نقاش و نابغه تمام اعصار قلمداد مي كنند. او نقاشي رئاليست با انبوهي از نو آوري ها بود. استفاده صحيح از پرسپكتيو ، باز نمايي هاي خيره كننده از احساسات سوژه با استفاده از سايه و روشن و عدم استفاده از خطوط مرزي مشخص ( در مونا ليزا شما اثري از خطوط مشخص كننده لبان نمي بينيد ) ، كشفيات تكان دهنده ( همتراز نبودن سطوح افق تصوير زمينه موناليزا در سمت چپ و راست) به واسطه درك عميق از فرآيند قوه فاهمه و شكل تفسيري مغز نسبت به واكنش هاي نرون بينايي و نيز بعد بخشي به واسطه تركيب بندي تصوير ( تاكيد زيادي روي قرار گيري دستان با زواياي هرم گونه در تصاويرداشت ) از جمله كارهاي خيره كننده اوست. استفاده از رنگ هاي تيره يا كنتراست بالا ( اسفوميتو و كيارواسكيرو ) امضاء نقاشي اوست و شيطنت هاي گاه كفر آميزش جلوه اي بي همتا به نقاشيهايش بخشيده است. در نقاشي بانوي صخره ها ( نسخه لوور ) شكل پنجه عقاب گونه دستان مريم بر سر مسيح وكيفيت دو جنسي پرتره هاي موناليزا و سنت جان ( با موهاي فرفري كه مورد علاقه لئورنادو بوده است و حتي يكي از علل علاقه او به شاگردش سالينو همين مساله بوده ) بسياري را بر عليه اش شوراند. و حتي برخي مواقع براي اربابان كليسا كه عمده سفارش دهندگان او بودند مجبور به ارائه نسخه ديگري از كار شد. در زماني كه فاصله اي بين هنر ، علم و مهندسي ديده نميشد او تبحر خاص خود را به اثبات رساند. او را مخترع اولين نمونه هاي هلي كوپتر ، تانك ، زير دريائي ، ماشين حساب و تئوري پرداز چگونگي عملكرد بشقاب پرنده ها مي دانند. حتي طرح ساخت پل بر فراز شاخ طلائي كه توسط پادشاه عثماني سفارش شده بود و بعدا نيز پذيرفته نشد سال ها بعد در نروژ پياده سازي شد و حتي ظاهرا تركيه در صدد اجراي آن در محل مذكور است تا توريست بيشتري را جلب كند.
واساري نويسنده زندگي نامه داوينچي در مورد او مي نويسد :" مردي كه هوشمندترين مردمانش بود ، زيبايي چهره اش كمتر ستايش شد در حالي كه رفتار و كنش هايش بسيار با وقار و گيرا بود. او سرشار از قدرت انديشه بود و امري نبود كه در آن بكوشد و چيرگي اش را اثبات ننمايد ". اما داوينچي استاد مسلم كارهاي نيمه تمام بود. طرح هاي بسيار بلند پروازانه اي در سر داشت و حتي مشق هاي بسياري نيز براي آنها انجام مي داد اما به يكباره آنها را رها مي كرد .مثلا اسب برنزي كه در ميلان مشغول آماده سازي طرح ريخته گري آن بود به علت استفاده از برنز اختصاص داده شده به پروژه در ساختن توپ و تفنگ براي مقابله سردمدران ميلان با فرانسويان نيمه كار ماند و وقتي لئوناردو ديد كه از نمونه گلي كارش جاي هدف تيراندازي استفاده مي شود به شدت آشفته شد و ميلان را ترك كرد. بسيار حساس بود و حتي شكل ويژه نوشتنش ( نوشته هايش در آينه قابل خواندن بود) ظاهرا نه براي رمز نويسي بوده بلكه براي بهينه سازي مصرف توش و توانش اتخاذ شده بود. داوينچي دريافته بودن كه براي يك چپ دست ( از معروفترين چپ دستان ديگر مي توان به رافائل ، ميكل آنژ ، باب ديلن ،چارلي چاپلين ، بيل كلينتون و اسامه بن لادن اشاره كرد) نوشتن از چپ به راست انرژي برتر از راست به چپ است چرا كه كشيدن قلم به مراتب ساده تراز هل دادن آن به جلو است. به شدت نسبت به حفظ چارچوب هاي زندگي خصوصي اش با ملاحظه بود.اما اين گياه خوار ( به واسطه حساسيت زيادش به امر حيات) نگاهي رقت برانگيز به اميال جنسي داشت و در جمله اي معروف گفته بود " اگر چهرهاي زيبا و مواجهه با احساسات شورمند نبود نسل بشر به واسطه بيزاري از گرانبار بودن فرآيند باروري منقرض مي شد". بعدها اين گفته لئوناردو از سوي فرويد به منزله سردي مزاج تعبير شد. بيشترين كاري كه دوست داشت و همواره با خود همراه داشت موناليزا بود اما بسياري بر اين باورند كه بيش از هرچيز و هر كس او عاشق خود بود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/08/09ساعت توسط خوابگرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|