![]() |
![]() |
|
| ادراکات لعنتی ما |
![]() ["حمید هامون" سوار ماشین خود راهی شمال است. بی آنکه به هیچ وجه مشخص گردد او چگونه می داند "علی عابدینی" – یار و مراد معنویش - کجاست! چرا که در بسیاری از بخش های فیلم، او سرگردان در جستجوی اوست... مهی نسبتا سنگین منظره کوه های پر پرف جاده چالوس را بلورین کرده و در حالی که قطعه ای از باخ (کنسرتو ویولون شماره دو BWV1042) از پخش ماشین شنیده میشود "هامون" با خود کلنجار میرود.] - یک کم اینوری یک کم اونوری [همزمان فرمان ماشین به چپ و راست منحرف میگردد] تو میترسی... تو میترسی... خدایا یه معجزه برام بفرست... همون طوری که برای ابراهیم فرستادی... یک معجزه... [به ناگهان "هامون" در مقابل خود اتوبوسی را میبیند. برای فرار از تصادف ماشین را به سوی دره منحرف می کند... از ماشین خارج شده و به سمت سراشیبی دره می رود... لرزه در پاهای او به شکل نمایانی دیده میشود...] * از سری سکانس های به یاد ماندنی – "هامون" اثر "داریوش مهرجوئی". (متاسفانه به علت نبود هیچ منبعی این سکانس را کاملا از حافظه تعریف کرده ام. ممکن است کمی دخل و تصرف در آن صورت گرفته شده باشد! البته مهم آن است که من این سکانس را این گونه در ذهن دارم!) ** تنها با شنیدن همزمان این قطعه باخ، پست رسالت خود را به تمامی به انجام خواهد رساند! برای دانلود قطعه به آدرس زیر مراجعه نمایید: http://www.emusic.com/album/Gilles-Colliard-violin-J-S-Bach-Violin-Concertos-BWV-1041-1042-1043-a-MP3-Download/10589618.html |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/29ساعت توسط خوابگرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|