![]() |
![]() |
|
| ادراکات لعنتی ما |
|
می بینم درختان سبز و گل های سرخ را و این که آسمان لاجوردی و ابرهای سپید فام را می بینم و رنگ های رنگین کمان، چه زیبایند در آسمان من گریه کودکان را می شنوم و شاهدم چه سان قد میکشند (I see trees of green, red roses too I see skies of blue and clouds of white The colours of the rainbow, so pretty in the sky I hear babies cryin', I watch them grow پی نوشت: یک مهاجر یهودی روسی الاصل به لوئی فقیر کمی پول قرض داد تا ترومپتی کوچک (Cornet) خریداری کند. این چنین او قدم به راهی شگفت انگیز گذاشت (برای قدر شناسی از آن مهاجر، همواره لویی آویزه ای از ستاره داوود به همراه داشت.) منش بزرگوارنه لویی آرمسترانگ عجین با کاریزماتیک هنریش بود. او بی هیچ سر و صدائی از مارتین لوتر کینگ حمایت مالی کرده و همچنین تمام عمرش را مصروف مراقبت از فرزند عقب افتاده ی دختر عمویش، که به محض تولد کودک، جان خود را از دست داده بود، کرد... سفینه "ویجر دو" که بیست سالی ست فضاهای لا یتناهی را در می نوردد، حاوی تعدادی متن و موسیقی ست، تا در صورت مواجهه احتمالی با مخلوقات فرا زمینی، مژده شعور باشد! قطعات موسیقی بر گرفته از بتهوون، موتزارت، بیتلز و لوئی آرمسترانگ ست... شاید درست باشد که گفته اند "تنها صداست که میماند!" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/09/22ساعت توسط خوابگرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|