تبليغاتX
خوابگرد - خشونت ، ايمان و قضاوت تاريخ
ادراکات لعنتی ما
پرده اول

شاید خون های که در تاریخ توسط برادران ریخته شده است آن چنان که باید و شاید به جد مورد مداقه قرار نگرفته شده باشد.  یکی از مثال های در خور توجه،  تاریخ جنگ های صد ساله فرانسه و انگلیس در طی سالهای 1337 الی 1453 است. این مرده ریگ هابیل و قابیل – برادر کشی -  زندگی مخفیانه ای در غارهای تو در توی وجود ما دارد و شاید تنها در عمیقترین خود خواهی های ما مجال رها شدن از زندگی کمون را دارد تا قوه ویرانگر خود را نشان دهد. پس از آن که انگلو ساکسونها ( از ریشه ژرمن ) توسط نورماندیها در سال 1066 از پا در آمدند در حالی که بیشترینه فرانسه آن زمان نیز در دستشان بود تاریخ یکپارچگی این دو سرزمین ادامه یافت. اما در سال 1337 بین ادوارد سوم و فلیپ ششم که پدر بزرگ اولی با پدر دومی برادر بودند در مورد تعیین وارث واقعی پادشاهی سلسله Capetian اختلاف نظرایجاد شد و خود سبب ساز جنگ های صد ساله شد. جنگ های که خونریزی بسیاری در پی داشت. –  انسان بالذاته خشونت می ورزد-

پرده دوم

بسیاری از محققان پیروزی های بزرگ انگستان  را در دو جنگ Crecy و Poitiers ناشی از استفاده از کمان ولزی (longbow) و تاکتیکهای ویژه به کار رفته در جنگ می دانند  که مبدع آن ادوارد سوم بود. هرچند  پسرش ملقب به شاهزاده سیاه  نیز ابزاری بس گرانقیمت بود که در هر دو جنگ عامل شکست های سختی بر سپاه فرانسه شد. سپاه فرانسه بیشتر مجهز به کمان های متقاطع ( Crossbow) بود که دارای دقت و سرعت تیرگذاری کمتری بود و نیاز به مهارت بیشتری  در کاربرد داشت اما تعداد اندک تیراندازان انگلستان مسلح به کمان ولزی خسارات سنگینی بر فرانسویان مغرور وارد کرد. اما آنچه هرگز به ذهن خطور نمی کرد بی اثری خیل شوالیه های سنگین وزنی بود که به واسطه ابزار و یراق زیاد قدرت تحرک زیادی نداشتند و با مورد هدف قرار گرفتن اسب هایشان توان بالا رفتن از تپه مشرف به محل استقرار سپاه انگلستان را نداشتند و گل و لای مسیر نیز کار را صد چندان سخت تر می کرد.کشته شدن شوالیه بسیاری دوران آنان را مختومه اعلام کرد و دیگر سواره نظام سنگین عاملی مزاحم و نا کار آمد محسوب شد.- تفکرات مسلط نیز زمانی برای افول و انحطاط در پیش دارند-

پرده سوم

شاید یکی از ظهورات جالب توجه جنگ های صد ساله، ژاندارک – بانوی اورلئان – بود. پس از شکست های سنگین فرانسویان و نیز به تاراج رفتن بسیاری از داشته هایشان بار دیگر" اسلحه قدسی"  منجی شد. ژاندارک با ادعای ارتباط به قدیسان و تفویض منصب " فرستاده بودن" از جانب مسیح  خون های شکست خوردگان را به قلیان در آورد تا عزم لازم برای باز پس گیری آبروی از دست رفته به دست بیاید. اما باز مذهب و باورهای مسلط برای انتقام گیری سوزان از ژاندارک یاریگر شد تا او را به جرم ارتداد به آتش بکشند. – بار دیگر ضعف ، فساد و تباهی ، زمین خالی از امید را به سبزه ایمان مزین کرد اما سریر ایمان مسلط جوانه ایمان جدید را به صلابه کشید-

پرده چهارم

همواره ظهور ابزار و تاکتیک ظفرمند جدید مسبب تزریق نوعی بلاهت در تار و پود اسباب کهنه می گردد. نابودی عصر شوالیه ها سنگین بار با باریک بینی ادوارد سوم و پسرش عملی شد. اما تاریخ بار دیگر با قساوت حماقتی را با عصر آنان و آرایش شان در هم آمیخت که سالیان سال سینما برای نماد کودنی ، ناکارآمدی و جمودیت از لباس رزم آنها سود جست( سری فیلم های پلنگ صورتی و عصر صامت را به خاطر بیاورید) بی آنکه برای گذشته آنان افتخاری را کنار بگذارد. سروانتس در اثر جاویدان خود دن کشوت شاید از اولین کسانی باشد که دست به کار  تزریق این مفهوم شد – مراقب باشید که تاریخ به سبعانه ترین شکل در باره ما قضاوت خواهد کرد مگر آنکه از بند خوشنامی در تاریخ رهیده باشیم و خود را داشته باشیم-

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/30ساعت   توسط خوابگرد |