تبليغاتX
خوابگرد - افسانه های شام آخر
ادراکات لعنتی ما

 لئوناردو هماره برای شخصیت های نقاشی ها، از آدمهای دور و برش البته بی آنکه ظنی را برانگیزاند الهام می گرفته است. او به محله های بسیاری سر می زده تا مدل نهائی خود را بیابد. اما برای یافتن چهره های متناسب با یهودا و مسیح در شام آخر دچار دردسر فراوان شد (۱). این امر باعث طولانی شدن اجرای نقاشی شده و حتی موجب شد بعدها افسانه هایی بر سر زبان ها بیفتد. به طور مثال اینکه، یک بار کشیش کلیسا نزد لئوناردو بابت طولانی شدن اجرای نقاشی شکایت برد و در جواب لئوناردو به نشانه عدم درک موقعیت بغرنجش، تهدید کرد که یهودا را به صورت خود کشیش خواهد کشید!
یا اینکه برحسب گردش روزگار، مدل لئوناردو برای مسیح و یهودا یک نفر انتخاب شد! این گونه که روزی لئوناردو جوان نانوایی را دید که بسیار زیبا و متین بوده و این او را بر آن داشت که جوان نانوا را به عنوان مدل مسیح انتخاب نماید. اما چند سالی بعد، لئوناردو از نزدیک جنایت کاری را که سخت کتک خورده بود را مناسب برای پرتره یهودا تشخیص داد، بی آنکه متوجه شود این همان نانوای پیشین بوده است! البته به دلیل اینکه نقاشی سر مسیح در آخرین مرحله کار صورت پذیرفته است و یا اینکه تنها سه سال زمان برای نقاشی صرف شده است، توجیه قصه دشوار می نماید. اما نمی توان اعتراف کرد که کیفیت تماما انسانی ِ این نقاشی ِغیر متعارف، استعداد این افسانه سازی ها را ممکن میسازد!

(۱) ولی به ظاهر به خاطر موقعیت دراماتیک صحنه و با ترفندی ساده، لئوناردو داوینچی توانست از شر چهره سازی یهودا خلاص شود! بدین صورت که به واسطه کشیده بودن بدن یهودا، صورت وی در تاریکی قرار می گرفته و این چنین طرح جزئیات بیشتر صورت او بی معنی میشده است. البته پیوند تاریکی و یهودا نیز خود خالی از ظرافت نیست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد |