
[ معرفترین اثر لئوناردو داوینچی، مونالیزا ( ژکوند ) ست. او در این نقاشی از تکنیک های متفاوتی سود جسته تا بتواند عمیق ترین تاثیر را بر بیننده بگذارد. این تکنیک ها به طور عمده، حاصل تلاش و دریافت شخصی او بوده است و دال های جدی هستند که چرا او یک Polymath ( بحرالعلوم ) بی چون و چرا بوده است...]
نقاشی مونالیزا جزء اولین نمونه های ست که مدل در مقابل یک پس زمینه خیالی نقاشی می گردد. در این اثر، مونالیزا به گونه ای رمزآلود روبروی ما نشسته، در حالی که دو ستون تاریک، در کنارهای تابلو قرار دارند. در پس زمینه منظره ای محو، تضادی خیره کننده با پرتره ایجاد می کند. انحناهای بسیار ظریفی در مو و لباس مونالیزا، از طریق تکنیک sfumato (1) به وجود آمده است ( ابهام و در آمیختگی رنگ در مرزها ) که خود باعث تولید نوعی آرامش و متانت در پرتره می گردد.
برای ایجاد احساس عمق، لئوناردو از طرح هرمی شکل سود جسته است. هندسه ای که به شکلی اسرارآمیز ما را آرام می سازد. بدین گونه که دستان گره خورده پرتره، گوشه ی جلویی هرم را تشکیل می دهد و بدن و سر، امتداد راس را نشان می دهند. وجود دسته صندلی، باعث ایجاد فاصله بین ما و پرتره گردیده است اما سینه، گردن و صورت، همان نوری را بازتاب می کنند که دستان مونالیزا به نرمی باز می تاباند. این بازتاب ها، وجود منابع نور خیالی را در حد فاصل بیننده و پرتره، در ذهن متبادر میسازند. و باز، افق محو و مبهم دور دست، حس چند لایه بودن فضا را تشدید می کند. تکنیک sfumato نیز در نوع خود، در خلق چنین احساسی بی تاثیر نیست.
اما اساسی ترین نکته اینکه، وجود رنگ های تیره، در نواحی مو، سر پوش و سایه ها، توجه کلی ما را به سمت چشمان مونالیزا معطوف می سازد در حالی که، نگاه خیره و مستقیم مونالیزا به بیننده، خواستار بقای یک ارتباط مرموز و جادوئی ست. ارتباطی که خالی از هر گونه کلام و حرف ست!
(1) این تکنیک باز، یکی از ابداعات داوینچی بوده است. چیزی که نشانه فرا رفتن لئوناردو از مرزهای تُنُک و تنگ رئالیست بوده است.