تبليغاتX
خوابگرد - مونالیزا - ازلیت
ادراکات لعنتی ما
به دلایل  بسیاری،  این مناقشه همیشه وجود داشته است که بایستی مونالیزا را یک پرتره در نظر گرفت و یا آن را به عنوان آرکتایپ ( کهن الگو ) و یا نماد آرمانی زن در نظر داوینچی فرض کرد. هماهنگی حسی اثر، که به شکلی زائدالوصف، تمام عناصر نقاشی را به هم پیوند می دهد ( به خصوص خنده محو و راز آلود اثر )، برای بعضی، بازتاب زن آرمانی و کیهانی ست...

 دواینچی استاد کارهای نیمه تمام بوده است، به مانند مجسمه اسب برنزی و ستایش مغان و...
Detail of the eyesاما مونالیزا نیز اثری نا تمام بوده است، چرا که پرتره  فاقد ابرو و مژه است! یک منتقد زمانی اظهار داشته بود که زنان قرون وسطی، ابرو و مژه های خود را برای جلوه  اشرافی آن می ستردند! اما آثار دیگر داوینچی خلاف این فرضیه  را نشان می دهد. همچنین تحقیقاتی جدید که بر اساس اسکن رادیوئی صورت گرفته،  فرضیه فوق را رد می کند. چرا که اسکن روشن ساخته است که در زیر نمونه فعلی سه طرح از مونالیزا وجود دارد و در یکی از آنها، مونالیزا دارای ابرو بوده است!
باز معقول است که بپنداریم که لئوناردو به مانند بسیاری از کارهای خود این کار را نیمه تمام باقی گذاشت، چرا که میل بی پایان او برای کمال، او را بر آن می داشته است که تکنیک های خود را هر دفعه به پیش ببرد تا به مرز ارضای حس زیبائی شناسانه خود نزدیک شود. اما همین تصادف ( فقدان ابروان و مژه گان )، کیفیتی نیم آبستره به اثر بخشیده است و باعث شده تا اثر بیشتر جلوه گر نمود زن آرمانی و یا زن کیهانی فرض شود! چیزی که به هیچ وجه مد نظر اولیه داوینچی نبوده است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد |