تبليغاتX
خوابگرد - کارمینا برونا - بخش چهارم - ( OMNIA SOL TEMPERATA )
ادراکات لعنتی ما
The springخورشید،
بی هیچ آمیغی و مهربان،
هر چیز را آرام می سازد.
رخسار فروردین
می گردد گشوده 
به جهان تازه.

جوانک
بی تاب عشق است،
و
بر او و تمام مردان دلربا
الهی  
فرمان رواست.

چه شکوهی دارد باز- آغاز جهان
در بزم بهار
و
اوست که
ما را به شادمانی
دستور می دهد.
این چنین او راههای آشنایش را
باز می نماید.

در عنفوان زندگیت
صداقت و پارسائی
تو را دامن می کشند
 که
پاس او را داری
که از آن توست او.

مرا هماره دوست بدار!
تکریم دار وفاداریم باش.
در قلبم و در جانم
با توام
اگر چه
فاصله ای بین ماست از جنس جغرافیا
هر که اینگونه عاشق است
چرخ عذابش ابدی ست. (!) 

The sun, pure and gentle, calms all things; the face of April opens to the new world; the mind of a young man hastens to love, and over men of charm rules the boy god.

So great a renewal of the world in festive Spring and the authority of Spring order us to rejoice; it shows its familiar ways; and in the Spring of your life sincerity and honesty require that you keep him who is yours.

Love me faithfully! Mark my loyalty; completely, in my heart and in my whole mind I am with you though absent in a far place. Whoever loves in this way is turned on the wheel of torture.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/07/24ساعت   توسط خوابگرد |