تبليغاتX
خوابگرد - سنگ قبر برای هفت سالگی
ادراکات لعنتی ما
1- فروغ با "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" رستگاری را به آغوش کشید و با درک اشراق گونه اش، در قطب مقابل "معنا دار بودن" ایستاد!

فروغ فرخزادواین منم
زنی تنها
در آستانه ی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یاس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دست های سیمانی
...
من راز فصل ها را می فهمم
نجات دهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتیست به آرامش
...
ما مثل مرده های هزاران هزار ساله به هم می رسیم و آنگاه
خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد.
...
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
ایمان بیاوریم به ویرانه های باغ تخُیل
...

2- شعر "بعد از تو" فروغ، رسوا کننده ی نقطه ی فراموشی فانوس ِخیال ست.

ای هفت سالگی
ای لحظه شگفت عزیمت
بعد از تو هر چه رفت، در انبوهی از جنون و جهالت رفت
بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن
میان ماه و پرنده
میان ما و نسیم
                     شکست
                                 شکست
                                             شکست

در هقت سالگی، تسلیم ریاکارانه ترین سیستم کنترل فکر میگردیم و این گونه فرصت بودن را از دست میدهیم . مگر اینکه با "تولدی دیگر" شگفت زدگی را دوباره باز یابیم.

 ۳-شعر گذشته برایم یاد آور سروده گروه  پینک فلوید یعنی “Another Brick in the Wall Part 2” است.

The wallما به هیچ آموزشی نیاز نداریم
ما هیچ کنترل فکری را نمی خواهیم
و نه هیچ تمسخری را در کلاس
معلمان بچه ها را به حال خود رها کنید
هی! معلم ها! بچه ها را به حال خود رها کنید
مهمتر از هر چیز [ برای شما معلمان ]، بودن ِآجر دیگریست در دیوار
مهمتر از هر چیز این ست که تو تنها یک آجر دیگری در دیوار

" اشتباه، دوباره انجامش بده!"
" اگر گوشتت رو نخوردی، حق نداری پودینگ رو بخوری. چطور میتونی
پودینگ را بخوری اگر گوشتت را نخوردی؟"
"تو! آره، تو پشت انباری، همین طور وایستا پسرک [!]"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/18ساعت   توسط خوابگرد |