تبليغاتX
خوابگرد - کارمینا برونا
ادراکات لعنتی ما
"کارمینا برونا" ( Carmina Burana ) در حقیقت، مجموعه اشعاری شامل هزار قطعه است که در اوایل قرن سیزدهم توسط عده ای کشیش اسکولاستیک و به زبان لاتین نوشته شده است ( هر چند گفتگوی پراکنده آلمانی و یا برخی اشارات به زبان فرانسوی در آن مشاهده میشود). مضامین کار متنوع بوده و شامل اوراد مذهبی، اشعار عاشقانه، هجو، خمّاری، طنز و حتی چند شعر بند تنبونی ست! وجه اهمیت اشعار به غیر از زیباییشان، در ضبط ملودی های لاتین است.
 در سال 1935 "کارل ارف" آهنگساز برجسته آلمانی برای بیست و چهار قطعه از کارمینا برونا آهنگ ساخت ( نازی ها در ابتدا به خاطر لحن گاه رکیک اشعار، اثر را کنار زده بودند، اما به مرور آن را به عنوان یک شاهکار مثال زدنی در مرکز توجه قرار دادند. چیزی که شاید باعث بدنامی اثر شده است! ). معروفترین موومان کارمینا “ O Fortuna ” است که بعید میدانم کسی آن را نشنیده باشد.
سبک کارل ارف بر اساس یک میل عمیق به ارائه فحوای کلام است. از این رو اثر از جهت نو آوری در موسیقی کلاسیک، تقریبا چیزی برای گفتن ندارد. پلی فونی آشکارا غایب و یا از هرگونه پیچیدگی هارمونیک اجتناب شده است ( چیزهای که باعث خشم عده ای منتقد موسیقی نیز شده بود). اما پیچیده ترین تکنیک های بزرگترین تصنیف گران موسیقی کلاسیک، به کار گرفته شده است.
کارل ارف در ملودی تحت تاثیر موسیقی دوره اواخر رنسانس و اوائل باروک، به خصوص مونته وردی ویلیام بیرد بوده است ( بر خلاف نظر عده ای، او هیچ گونه تاثیری از ملودی ها لاتینی نگرفت، چرا که آن ها در آن زمان به هیچ وجه کد گشایی نشده بودند! ). ریتم برای کارل ارف همانند استراوینسکی، اساسی ترین عنصر موسیقیایی محسوب میگردد. ریتم اثر بسیار ساده و سرراست است، اما با یک فراغ بال مثال زدنی، گام هایش تغییر میکند و خود موجب بروز احساسات متنوع و کم نظیر در شنونده میگردد.

چرخ سرنوشت فورتیونااو ه " فورتیونا" (1)،
چونان یکی ماه که دائم در تغیّری،
یا در سلخ و یا در بدر شدنی;
زندگی ِنفرت بار
اینک سبعانه شده،
بیا و احساساتمان را با بازیش سرشار کن;
فقر،
قدرت،
آن چه ذوب شان کرد خواهد
چون یخ.

سرنوشت،
ددمنش و پوچ،
تو فلکی را میچرخانی،
جایگاهت اما نا مطمئن،
خوشایندت معلق
 و در آستانه ناپدید شدن ست،
پوشیده در سایه ها
همچنان که مستورساز تو نیز هست
 که مرا طاقت آوردی،
اینک پشتم عریان است
از برای پوشیدگی خباثتت.

دولت مندی و اقبالی مرا نیست،
خواسته و ناخواسته،
کسان در خدمت "فورتیونا" ایند.
این ساعت
بی درنگ چنگ را لمس کن،
چرا که با بخت
او دلاوری را کم ارج مینمایاند،
ولی شمایان همه
با من مویه ساز کنید.

(1) الهه رومی نیکبختی
[ ترجمه از خوابگرد ]

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/13ساعت   توسط خوابگرد |