تبليغاتX
خوابگرد - یک عاشقانه از جنس مومیایی!
ادراکات لعنتی ما
این قطعه، از یک شاعر عهد فراعنه مصر در بیش از سه هزار  و پانصد سال پیش است که برای معشوقه اش سروده:
هفت شب و روز...رخساره ات را ندیده ام [ یگانه یار]
یکی بیماری بر من تاخته
و تنم گرانبار شده...
طبیب گر بر بالینم آید
قلبم خرسند نخواهد بود با دوایش...
و گر گفته شود: " یار کنون اینجاست!" حیات دوباره میابم
نامش مرا افراشته میسازد...
گر پلکش را به رویم وا گشاید، کالبدم خواهد برنا شدن
گر زبان بگشاید، تن قوی خواهم دوباره گشتن
آن هنگام که به بر کشم اش، روح پلیدی از جانم تارانده خواهد شدن.
[ همان منبع پست قبل ]
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/12ساعت   توسط خوابگرد |