تبليغاتX
خوابگرد - آنچه از دست دادیم
ادراکات لعنتی ما

شراب بی غش و ساقی خوش ، دو دام رهند      که زیرکان جهان از کمندشان نرهند

من ارچه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه       هزار شکر که یاران شهر بی گنهند.

 

آنچه همت برآن گماشته ام ارائه تجربیاتم است،  باشد که مقبول افتد. مقالهای که در آن با شما خواهم داشت عبارتند از 1- کامپیوتر 2- تاریخ هنر  3- سینما  3- اخبار روز 4-  تاریخ ۵- فلسفه .

 

آن چه در اولین بلاگ خود  قصد مطرح کردنش را دارم  در مورد مساله پاپ است. نمی دانم چند نفر از شما آنچه را که پاپ گفته است با دقت دنبال کرده اید. آنچه که شکی در آن نیست زبان فاخر پاپ است که یک  Philosophical Argument در باب ارتباط خشونت ودین را می گشاید . در شرحی نسبتا مفصل مطرح کرده است که زبان خدا، زبان جان است و نمی توان با شمشیر ولو به نام Holy War (جهاد) آن را در پهنه حضور آدمیان گستراند. برای فتح جان انسان بایستی مسلح به بیان مستدل بود که خود قوی ترین و کارآمدترین ابزار در این اقلیم، یعنی اقلیم جان است. اما مناقشه مربوط به مباحثه یک متکلم ایرانی واسلامی با امپراتور بیزانس در قرن چهاردهم میلادی است که به  عنوان شاهد، پاپ آورده است و زبان شمشیر اسلام را متذکر می شود. شکی در آن نیست که از شیطنت پاپ نمی توان گذشت و حتی فاصله گیری او را از رویه پاپ ژان پل دوم می توان از حذف یک اسقف انگلیسی از مسند مشاور در امور جهان اسلام  رد گیری کرد اما به قول یک تحلیل گر انگلیسی آنچه به عنوان حسن نیت بایستی رو کرد همانا درک متقابل از طرف مسلمانان است که سویه یک بحث را خودآگاهانه یا ناخودآگانه به جنجال کشانده اند. به جای مباحثه ای که می توانست غنیمت باشد متاسفانه با معذرت خواهی پاپ به سرانجام همیشگی سانسور و سرکوب مبتلا شد. شاید برای پاپ عواقب ناخوشایندی در پی باشد اما برای ما نه خانی آمد نه خانی رفت. البته به جز برای خراباتیان که بازی چرخ در بازیشان گم شده است و سر ریسمان دستشان است.

 

مطلب بعدی که بعدتر بیشتر به آن خواهم پرداخت وجود دنیای مجازی(Virtual Reality) است که تاثیر گذاری آن باورنکردنی است. عینیت های بسیاری چه در حوزه علمی و چه در سیاست و چه هنر می توان برای آن شمرد. اما یکی از مشخصترین آنها مدیا ( رسانه ها) هستند که عرصه ای را باز می کنند که ما  در فضای مجازی آنها غوطه وریم.  ماهیت و ساختار این دنیا  جذاب ، وسوسه انگیز و حتی دلهره آور است. به طور مثال دنیای بلاگ مانند قصه پریان می ماند که گاه سواری زیبا رو ، آنی در آن می درخشد و گاه  کابوس حضور هراسناکی ناشی از بروزات سانسور نشده  ما را به حقایقی پنهانی متذکر است. اما چه دلیلی برای واقعی بودن آن چه پیشرو داریم وجود دارد آیا اینها کابوس ها و رویاهای مکرر ما نیستند. موجودهای که قابل لمس نیستند اما حضور دارند . اینکه الانه بلاگش را می خوانیم  آیا حاصل خامه اندیشه  یک فرشته و یا یک شیطان است. امید وارم که مساله را جدی بگیرید . شاید رسانه تلویزیون نیز از این مقوله باشد که ما را در برابر اتفاقاتی قرار می دهد که گاه آن چنان قلب شده است که می تواند ما را در قشری از بلاهت رها کند. واقعیت دنیای بیرون براساس استانداردهای یک جعبه جعل می شود اما ممکن است آنچه لازم باشد سانسور شود.مثلا اینکه امروز روز دارفور است و دنیا برای این فاجعه انسانی لحظه ای هم که شده درنگ می کند اما ما به دلایل سیاسی در ایران از آن بی خبر هستیم چرا که این بار مسلمانان دست به کشتاری بی رحمانه زده اند که عدد آن به صد ها هزار نفر رسیده است. 

 تقدیم به مصیبت زدگان دارفور اما چه فایده!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/26ساعت   توسط خوابگرد |