تبليغاتX
خوابگرد
ادراکات لعنتی ما
This is the Congress building, "the most remarkable and coherent piece of architectural thinking," says Glancey. The twin towers house administration staff, with the Senate under the dome and House of Representatives under the saucerامروز صدمین سالگرد تولد "اسکار نیه میر"
(Oscar Niemeyer)، معمار مشهور برزیلی ست (او شاگرد و دنباله روی "لو کوربوسیه"
(Le Corbusier) معمار معروف سوئیسی ست) بزرگترین پروژه ای که نیه میر انجام داده، مربوط به طراحی معماری شهر برزیلیا در حدود پنجاه سال پیش ست. شهری که از نقطه صفر و در یک منطقه بکر ساخته شد.

طرح اولیه نیه میر برای شهر برزیلیا، شامل خیابان هایی بود که هیچ Concrete, curves, colour - the Museum of Modern Art in Niteroi, across the bay from Rio, typifies Niemeyer's styleتقاطعی نداشتند (اومعطلی بیست دقیقه ای هر فرد در ترافیک را بی احترامی به نوع  بشریت قلم داد میکرد!) همین طور تمامی ساختمان ها توسط ستون های در هوا معلق بودند تا همچنان بتوان از فضای زیرین آنها  برای تردد و فضای سبز استفاده نمود! نیه میر یک ایده سوسیالیستی نیز مد نظر داشت و آن اینکه تمام ساختمان ها به دولت تعلق داشته باشند و هر فرد موظف باشد که برای اجاره آن کرایه بدهد، خواه او یک  دولتمرد باشد و خواه شهروندی عادی (او به خاطر عقاید چپی اش در هنگام کودتای راستی ها، مجبور به یک تبعید خود خواسته به پاریس شد. معروف است که کاسترو یک بار گفته، آخرین سوسیالیست ها، او و نیه میر هستند!)

This hyperboloid cathedral is among the many public buildings he designed for Brasilia at the behest of the democratic president Juscelino Kubitschekاگر چه به دلایل مختلف در هنگام اجرا، دستکاریهاری در طرح ها داده شد، اما همچنان امضای این هنرمند در معماری برزیلیا قابل تشخیص است. معروفترین این معماری ها، سکونت گاه رئیس جمهور وقت، خانه نمایندگان، کنگره ملی، وزارت خانه ها و کلیسای برزیلیا است. البته معماری کلیسای برزیلیا، به هیچ وجه با معیارهای سنتی سازگار نبوده و نمای خارجی آن ترکیبی از چند هذلولی ست، در حالی که دهلیز ورودی نیز نیمه تاریک طراحی شده است (از این رو دهلیز در تضاد احساسی با نمای روشن بیرونی و البته هال نورانی داخل آن قرار میگیرد.) هرچند این اثر در مقابل کار پیشتر نیه میر یعنی کلیسای "سائو فرانسیسکو دسیس"
(São Francisco de Assis) جنجال کمتری در پی داشت، کاری که کاملا غیر متعارف بود و برای او دردسرهای ایجاد کرد (مسئولان کلیسای مرکزی تا مدت ها از متبرک ساختن کلیسا امتناع میورزیدند و اینگونه استفاده از آن تا مدت ها به تعویق افتاد!) بایستی اضافه کنم که نیمه میر به خاطر علاقه وافر به استفاده از خطوط منحنی در نماها، همواره مورد انتقاد پست مدرن ها بوده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت   توسط خوابگرد | 

Magicianنمی دانستم بعد از اجرای شگفت انگیز تکنواز پیانو "میتسوکو اوچیدا" (Mitsuko Uchida) در یکی از قطعات موزارت که متسو (mezzo) آن را پخش کرد چه بگویم!؟ اندکی بعد، یاد شعری از احمد شاملو افتادم که ...

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت   توسط خوابگرد | 
most things look better when you put them in a circle

* اثر Banksy
پی نوشت: بنکسی هنرمند انگلیسی ست که تا به امروز هیچ کس (!) چهره و یا نام واقعی او را به درستی نمیداند. اگر چه او به سختی از فاش شدن نامش جلوگیری می کند، اما آثارش شهرت بسیاری برای او به همراه داشته اند. بسیاری از کارهای او به شکل "گرافیتی" روی در و دیوار شهرهایی چون لندن مشاهده می شود. جالبتر اینکه او به تازگی تعدادی کار روی دیوار حائل در فلسطین به جا گذاشته است (برای مشاهده این آثار می توانید به وبلاگ "خوابگرد نامه" مراجعه کنید.)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت   توسط خوابگرد | 
Outdoor work by Banksy

* اثر Banksy
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت   توسط خوابگرد | 
Louis Armstrong's stage personality matched his flashy trumpet. Armstrong is also known for his raspy singing voice 

می بینم درختان سبز و گل های سرخ را و این که
آنان شکوفه آذین شده اند از برای من و تو
و با خود می اندیشم،
وه که چه شگفت انگیز دنیای ست

آسمان لاجوردی و ابرهای سپید فام را می بینم و
رخشان-روز  ِخجسته و سیه پوش-شب  ِسپنتا
و با خود می اندیشم،
وه که چه شگفت انگیز دنیای ست

رنگ های رنگین کمان، چه زیبایند در آسمان
و نیز هم چنان که روی صورت عابران تلالو دارند
دوستانی را می بینم که با یکدیگر دست داده 
و از یکدیگر می پرسند "چه طورای؟"
ولی به واقع آنها می گویند "دوستت دارم"

من گریه کودکان را می شنوم و شاهدم چه سان قد میکشند
و تردید ندارم
بسیار بسیار بیش از تمام آن چیزهایی که خواهم آموخت
آنان فرا خواهند گرفت
و با خود می اندیشم،
وه که چه شگفت انگیز دنیای ست
آری با خود می اندیشم،
وه که چه شگفت انگیز دنیای ست

 (I see trees of green, red roses too
 I see them bloom for me and you
 And I think to myself, what a wonderful world

 I see skies of blue and clouds of white
 The bright blessed day, the dark sacred night
 And I think to myself, what a wonderful world

 The colours of the rainbow, so pretty in the sky
 Are also on the faces of people going by
 I see friends shakin' hands, sayin' "How do you do?"
 They're really saying "I love you"

 I hear babies cryin', I watch them grow
 They'll learn much more than I'll ever know
 And I think to myself, what a wonderful world
 Yes, I think to myself, what a wonderful world)

پی نوشت: یک مهاجر یهودی روسی الاصل به لوئی فقیر  کمی پول قرض داد تا ترومپتی کوچک (Cornet) خریداری کند. این چنین او قدم به راهی شگفت انگیز گذاشت (برای قدر شناسی از آن مهاجر، همواره لویی آویزه ای از ستاره داوود به همراه داشت.) منش بزرگوارنه لویی آرمسترانگ عجین با کاریزماتیک هنریش بود. او بی هیچ سر و صدائی از مارتین لوتر کینگ حمایت مالی کرده و همچنین تمام عمرش را مصروف مراقبت از فرزند عقب افتاده ی دختر عمویش، که به محض تولد کودک، جان خود را از دست داده بود، کرد... سفینه "ویجر دو" که بیست سالی ست فضاهای لا یتناهی را در می نوردد، حاوی تعدادی متن و موسیقی ست، تا در صورت مواجهه احتمالی با مخلوقات فرا زمینی، مژده شعور باشد! قطعات موسیقی بر گرفته از بتهوون، موتزارت، بیتلز و لوئی آرمسترانگ ست... شاید درست باشد که گفته اند "تنها صداست که میماند!"

* ترجمه ترانه از خوابگرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت   توسط خوابگرد | 

Alfie (2004) - Jude Lawحسم به زندگی چیز گنگی ست به مانند فیلم Alfie. نوسانی بین سبکی و سنگینی، شور و کسالت، لذت و بیهودگی، رهائی و خفگی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط خوابگرد | 
There is always hope
اثر Bansky
پی نوشت: نام گذاری آثار همگی با خوابگرد ست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط خوابگرد | 

اثر Bansky 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط خوابگرد | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط خوابگرد | 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



اثر Bansky

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط خوابگرد | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اثر Bansky

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط خوابگرد | 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط خوابگرد | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اثر Bansky

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط خوابگرد | 
Smile

 

 

 

 

 

 

 

اثر Bansky

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت   توسط خوابگرد | 
"مقاومت هوا در برابر هر شی، برابر مقاومتی ست که شئی در برابر هوا احساس میکند. شما ممکن است که بال زدن یک عقاب عظیم الجثه را در بالاترین و دوردست ترین ارتفاع ها دیده باشید - درست نزدیک به کره اثیری آتش! - دوباره شما ممکن است که هوای خزنده را بر فراز اقیانوس ها دیده باشید، در حالی که بادبان کشتی ها را آکنده ساخته و کشتی های باری را به جلو میراند... از این رو، یک مرد می تواند با بال های بزرگ و مناسب بر مقاومت هوا فائق آمده و به پرواز در آید." – ازیادداشت های لئوناردو داوینچی

 لئوناردو تنها دو خاطره از دوران کودکی اش به یاد می آورد. یک خاطره مربوط به هنگامی ست که او طفلی بیش نبوده و قوشی بر فراز گهواره اش پرواز می کرده. او هماره این تصادف را به گونه ای پیش بینی برای زندگی آینده اش قلمداد می کرده، زندگی ای که با میل بی پایان برای پرواز همراه بود.

لئوناردو  بیست و پنج سال، طرح های متفاوت ومتنوعی از ماشین های پرواز ارائه داد. اما به جز دو مورد، تمامی طرح هایش غیرعملی بوده اند! البته لئوناردو این نگرانی ناکارا بودن ماشین های پروازش را همواره داشته و حتی در یادداشتی که بعد از آزمایش پروازی (که در آن پای خلبان که یکی از شاگردانش  بود شکسته شد) به جا گذاشته، این نگرانی خود را به وضوح متذکر شده است. با این تفاصیل لئوناردو شک نداشت که با تقلید درست از طبیعت می تواند به منظور نهائی خود نائل شود، چیزی که نه تنها برای ماشین های پرواز آینده مورد استفاده قرار گرفت، بلکه Bionics (علم طرح و ساخت دستگاهها به تقلید از طبیعت) از این راه پا به عرصه وجود نهاد.

لئوناردو برای این عشق نافرجام، مطالعات گسترده ای درباره نحوه، ساختار و دینامیک پرواز پرنده گان انجام داد. اما بسیاری از طرح های داوینچی برای پرواز دارای دو خطای عمده بود. اول اینکه او تصور می کرد، آدمیزاد دارای عضلات و نیز هماهنگی ارگانیسمی مناسب، برای پرواز بوده و دیگر اینکه پرواز کردن را در بال زدن خلاصه کرده بود و به کلی از ضرورت رعایت توپولوژی بال های پرنده غفلت می کرد. به این معنی که هرگز از اهمیت شکل ماهیواه بال ها برای اوج گرفتن آگاه نگشت (شکل داخلی بال باعث می گردد که فشار هوا در زیر بال بیشتر از قسمت بالای بال باشد و این خود اوج گرفتن را ممکن میسازد. البته بال زدن ابتدائی برای تقویت این اختلاف فشار لازم است. شکل پرها پرنده نیز به نوبه خود موجب ایجاد نیروی جلو برنده می گردد.)

اما این موجب نمی گردد که نگاه موشکافانه و طرح های فوتوریستی لئوناردو را نادیده بگیریم. کافی ست که درک کنیم که در قرن پانزدهم به هیچ وجه قوانین پرواز و نیز آئرودینامیک کشف نشده بود و این که در اواخر عمر، لئوناردو ایده استفاده از ماشین های بال زن را برای پرواز کردن به کلی به کنار گذاشت و از ماشین های با بال ثابت سود جست. این گونه او موفق شد طرحی را پیشنهاد بدهد که قابلیت پرواز را دارد. البته لئوناردو خود به شخصه هرگز موفق نشد این ماشین را تست نماید. برای درک مکانیزم لازم برای این ماشین، به غیراز مطالعه روی پرندگان، لئوناردو منبع دیگری را در نظر گرفت. این منبع جدید و الهام بخش، برگ درختانی بود که سقوط می کرده اند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 
 Leonardo's design for a parachute" اگر یک مرد خیمه ای از کتان در اختیار داشته باشد که هیچ روزنه ای در آن وجود نداشته و اضلاع جانبیش هفت متر و عمق آن چهار متر باشد می تواند از هر ارتفاعی، بی هیچ صدمه ای بپرد." – از یادداشت های  لئوناردو داوینچی

برخلاف چترهای نجات امروزی در چتر لئوناردو، از چند تیرک بهره گرفته شده است. این خود تا حدودی احتمال آسیب برای چترباز را پیش می آورد. نکته ضعف بعدی اینکه شبیه سازی نشان داده است که در شرایطی، چتر نوسانی می گردد. اما با ایده داوینچی مبنی برای آویزان شدن فرد با آرنج های خود از چتر، تا حدود زیادی این نقصان کم اثر می گردد.

برخی محققان باور دارند که داوینچی مدلی از چتر را ساخته و آن را آزمایش کرده است، هرچند احتمالا مدل دهها برابر کوچکتر از اندازه واقعی بوده است. اما پانصد سال بعد، چتربازی انگلیسی به نام آدریان نیکولاس نمونه واقعی طرح را آزمایش کرد. ساخت این چترنزدیک به سه ماه به طول انجامید. سازنده  پس از آزمایش چتر در یک هوای مناسب اظهار داشت که پرش بسیار عالی و خالی از هر گونه تاب خوردن، نوسان و یا نقصان آزار دهنده ای بوده است!

با اینکه این طرح، دومین طرح قابل اجرا لئوناردو در زمینه پرواز بوده است، ولی متاسفانه نمی توان ادعا کرد که طرح داوینچی الهام بخش اختراع چتر نجات بوده است، زیرا طرح او تا قرن نوزدهم کشف نگردید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 
"من باور دارم که این پروانه اگر به درستی ساخته شود قابلیت پرواز را دارد... حتی اگر ماشین سر و ته گردد، پروانه اصلی، ماشین را به سادگی  به حالت اول باز خواهد گرداند" – از یادداشت های لئوناردو داوینچی

Aerial screwیکی ازاولین و مشهورترین طرح های ماشین پرواز داوینچی، طرح هلی کوپتر اوست (البته به ظاهر، طرح هلی کوپتر پیش از لئوناردو نیز شناخته شده بود و حتی شاید نوعی فرفره که کودکان در زمان لئوناردو برای بازی کردن از آن استفاده می کرده اند الهام بخش او بوده است.)  هلی کوپتر لئوناردو حاوی یک پروانه پنج متری ست که از نی، کتان و سیم تشکیل شده است. این پروانه توسط چهار نفر که روی صفحه زیرین می ایستاده اند به حرکت در می آمده است. در یادداشت ضمیمه طرح، لئوناردو اظهار میدارد که یک مدل کاغذی و کوچک ازسیستم ساخته و شفت را توسط فنری، به حرکت در آورده است. او اظهار شگفتی نموده از این که با چرخش شفت مرکزی، ملخ به شکل اعجاب برانگیزی، در مسیری عمود بر محور چرخش و رو به بالا حرکت کرده است!

Manuscript B, folio 83 vبایستی خاطر نشان شود که نمونه کاغذی هلی کوپتر در ابعاد بسیار کوچکتر ساخته شده بود و چون در نمونه واقعی صفحه زیرین هلی کوپتر در خلاف جهت پروانه خواهد چرخید، طرح غیر عملی خواهد بود! غفلت دیگر داوینچی در این طرح این بود که نسبت گشتاور وارده از سوی مچ دست در مدل کاغذی و نیروی چهار خلبان ( و همزمان سوخت!) هلی کوپتر را در نمونه واقعی، درست تخمین نزده بود. با این همه، معروف است که ایگور سیکورسکی (سازنده اولین هلی کوپتر واقعی) با مشاهده طرح لئوناردو، ایده روتور گردنده به ذهنش خطور کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 
The model at the Museum - electronic reconstructionدر این طرح الاکلنگی، بایستی به سرعت اهرم متصل به بال، بالا و پائین میشد تا  تخته لولا شده به همراه باقی قسمتها از زمین جدا گردد. به نظر لئوناردو توسط دو الاکلنگ این چنینی، ماشین قادر به پرواز بوده است! برای محاسبات، لئوناردو توسط یک ترازو که در طرح نیز مشخص است،  آزمایشی ترتیب داد تا ببیند چگونه یک بار 68 کیلوگرمی را می توان از زمین بلند کرد. در این یادداشت، لئوناردو بر سرعت Manuscript B, folio 88 vبالای بال زدن تاکید کرده و در نکته ای جالب توجه اضافه می کند که چگونه آدمی که در آب غوطه ور شده، می تواند با پائین و بالا آوردن سریع دستانش (به جای حرکت آرام) به بالای آب باز گردد. بعد ازبررسی بالهای یک مرغابی، لئوناردو به این نتیجه رسید که وزن مرغابی برابر جذر مساحت بالهایش است (البته با مقیاس یارد!) بنابراین با در نظر گرفتن وزن 136 کیلوگرم برای ماشین و خلبان، سطح بال ها بایستی 144 مترمربع باشد!

Codex Atlanticus, folio 846 v

بعد از درک مشکلات عدیده ای که پیش روی ماشین های بال زن وجود داشت، در نهایت لئوناردو سراغ یک ماشین گلایدر گونه رفت. گلایدر به صورتی طراحی شده بود که خلبان می توانست با قسمت پائین بدنش، تعادل آن را حفظ کند. بال های ماشین از خفاش و پرندگان بزرگ ملهم شده و در قسمت داخلی به بدن شخص ثابت میگردیده، در حالی که قسمت خارجی، متحرک بوده و توسط کابل هایی کنترل میشده است.

The model at the Museumیکی از خیال انگیزترین طرح های لئوناردو برای پرواز، مربوط به کشتی ست که حاوی بال و سکان بوده است. خلبان در داخل بدنه کرجی شکل می نشسته، در حالی که تمام مکانیزم پرواز شامل چرخ دنده ها، پیچ ها، مهره ها و میل لنگ نیز هم آنجا تعبیه می شده است. جالبترین بخش ماشین مربوط به باله ای ست که در انتهای کشتی و برای تنظیم موقعیت، جهت و البته پایداری ماشین در نظر گرفته شده است. شکل نسبتا آئرودینامیک بدنه کشتی، که حتی با استانداردهای امروز بدنه هواپیما مطابقت دارد از دیگر نکات قابل توجه طرح ست.

Codex Atlanticus, folio 844

برای بازسازی ساختار بال پرنده به شکل قابل قبول، لئوناردو بال هایی طراحی نمود که مکانیزم کشش و خمش در  قسمت خارجی بال را به مانند نمونه واقعی شان دارا باشند. لئوناردو قصد داشت بدین وسیله، بازگشت پذیری اتوماتیک شکل بال ها را در هنگام باز و بسته شدن و در هر ماشین پروازی تضمین نماید. او زمان زیادی را مصروف مطالعه فنرها و مفصل هایی کرد که قسمت های مختلف این بال را به یکدیگر وصل بنماید.

Manuscript H3, folio 100

این بادنما برای نشان دادن جهت وزش باد است. لئوناردو به خوبی درک می کرد که پارامترهای محیطی بایست در محاسبات پرواز وارد شوند تا عملکرد ماشین تضمین شده باشد.

Codex Atlanticus, folio 749 former folio 276 v.bاین طرح متعلق به سری اول ماشین های پروازی است که داوینچی طراحی نموده است. مهمترین شاخصه این ماشین، طرح بالهایش است که می تواند توسط خلبان و با کمک مکانیزم الصاقیش به سرعت بالا و پائین گردد. خلبان به شکل عمود بر افق، داخل ماشین قرار گرفته و با پدال زدن، نیروی لازم برای بال زدن را ایجاد می کرده است. به روشنی معلوم است که این نیرو توسط طناب و قرقره هایی، به بال منتقل شده است... لئوناردو به خوبی درک کرده بود که راحتترین وضعیت بدن برای اعمال نیرو، وضعیت ایستاده است. بنابراین در طرح به خوبی از این واقعیت سود جسته است. در طرح های پیشین او به طور عمده، از شکل خلبان خوابیده استفاده می نمود که دارای کارائی کمتری بوده است.

Coded Atlanticus, folio 858 r. former folio 313بسیاری از ایده های پرواز نزد داوینچی برگرفته از بال های خفاش بوده است، او خفاش را مناسب ترین الگوی تمام ماشین های پرواز قلمداد می کرد چرا که وجود بال های غشائی خفاش، سبکی قابل توجه ای را برای کل ماشین ممکن می ساخته است. برای لئوناردو، مطالعه ساختار بال، مهمترین بخش طراحی ماشین های محسوب میشده است. در این طرح، بال خفاش مانندی دیده می شود که با چوب و نی ساخته شده، در حالی که پارچه ای تمام سطحش را پوشانده است. ماشین توسط یک سیستم میل لنگ به کار می افتاده است. در این جا او طرح روپوش های مشبک را به کنار گذاشته و از روکش های یکپارچه استفاده نموده است. 

 	The Museum modelاین تراز- نمای ساده به مانند ژیروسکوپ، موقعیت ماشین پرواز را نسبت به افق نشان می دهد. برای حذف اثر باد،  شیشه ای روی توپکی قرار داده شده است.

  	The Museum modelدر دوره مطالعات اولیه لئوناردو روی ماشین های پرواز در میلان، او تنها بر ماشین های مکانیکی تمرکز داشت. بیشترینه این ماشین ها دارای مکانیزم پیچیده بوده و بر نیروی عضلانی خلبان تکیه داشته اند. در این طرح،  وجود یک چرخ و دو پدال، بال زدن تناوبی بال ها را موجب میشده است. 

Codex Atlanticus, folio 934 former folio 341 r.cلئوناردو بارها تلاش کرد تا مکانیزم مفصل ها را در بال پرندگان و در تمام مراحل مختلف پرواز، بازسازی نماید. این طرح حاوی تمام جزئیات موقعیت دست و پای خلبان بوده و به خوبی نیازمندی به همزمانی دقیق حرکات را برای بال زدن نشان میدهد. انتقال نیرو با توسل به ریسمان و قرقره صورت میگیرد. بال در هنگام حرکت به جلو، باعث شکافته شدن هوا شده، درحالی که در بازگشت، به خاطر خاصیت ارتجاعی اش، به طور دقیق به موقعیت اولیه باز میگردیده است.

The Museum modelاین ماشین پرواز به گونه ای طراحی شده است که بتواند با نیروی مکانیکی ذخیره شده در یک فنر تخت، به پرواز در آید. این نکته استفاده از فنر تخت در ماشین پرواز، خود بسیار جالب توجه است. این به خوبی نشان می دهد که لئوناردو متوجه ضعف نیروی عضلانی انسان برای پرواز شده است.  جالب است که گفته شود در حاشیه طرح، توضیحی وجود دارد که نشان میدهد لئوناردو نسبت به سرقت ایده هایش واهمه داشته است. شاید این علت کنار گذاشته شدن ایده پرواز، در فاصله سال های 1490 الی 1496 بوده است.

در ماشین بال زن دیگری، لئوناردو یک سکان آزمایشی طراحی کرد که تنها یک بال را کنترل می کرده است، در حالی که برای عملکرد درست بایستی خلبان قادر می بود هر دو بال را کنترل نماید. تا اینکه لئوناردو، دو بار در طرح هایش از وسیله ای استفاده نمود که به شکلی ترکیبی، هر دو وظیفه سکان عمودی و افقی را انجام می داده است. این طرح سیصد سال بعد، توسط یک مخترع دیگر بازکشف شد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 

"...برای داشتن دانشی کامل از سیستم عروقی، من بیش از ده بدن را تشریح کردم، تمام دست و پاها را وارسی کرده، هر عضو کوچکی را که رگ ها آن را احاطه کرده بودند جدا ساختم...چون نمی توان زمان درازی  روی هر جسد کار کرد، من چندین جسد را با درجات متفاوت بررسی کردم تا اینکه دانشم را به کمال رساندم..." - از دست نوشته های لئوناردو داوینچی


The Baptism of Christ (1472–1475)—Uffizi, by Verrocchio and Leonardoدر آغاز رنسانس بسیار شایع بوده است که در کارگاه اساتید هنر، دانش جویان آناتومی می آموخته اند. این التزام به آشنائی با ساختار عضلات، تاندون ها و مفاصل، برای بازنمائی دقیق تر پرتره و مجسمه ها لازم بوده است. لئوناردو نیز با استفاده از نمونه های گچی نزد استادش "آندره دل وروچیو" با آناتومی  آشنا گردید. اما درک شهودی لئوناردو آن چنان خیره کننده بود که در اولین مشارکتش با استاد در یک اثر، سبب شد کیفیت بخش اجرا شده توسط او به مراتب از عمق و دقت بیشتری نسبت به کار استاد برخوردار باشد.


در این نقاشی، صورت فرشته ی مو طلائی سمت چپ، موهای فرشته ی دیگر و دستان مسیح، همگی توسط لئوناردو کشیده شده است. به طور مثال اگر دستان مسیح را با دستان یوحنا مقایسه کنید، از تفاوت درک شاگرد و استاد آگاه تر خواهید شد. از این رو بود که حتی بعدها افسانه ای بر سر زبان ها افتاد که به علت این ماجرای شرم آور، استاد برای همیشه نقاشی را کنار گذاشت!

اما لئوناردو به این حد بسنده نکرد و خود تا سی جسد را تشریح کرد (بازگویه بالا مربوط به دوره اول تشریح او در فلورانس بوده است. او در میلان فرصت یافت تعدادی جسد دیگر را تشریح کند.) این چنین او حدود 200 طرح از آناتومی انسان و حیوان تهیه کرد. لئوناردو اگر چه بیشتر از دریچه نگاهی علمی به هنر می نگریست، اما یک نکته بس اساسی را همواره به هنرمندان توصیه می کرد و آن این که تنها بر اساس درک آناتومیکی به بازنمائی نپردازند، چرا که ممکن است که سر آخر، نقاشی و یا مجسمه تنها به یک عروسک بی روح شباهت پیدا کند. به طور مثال اگر در مرزهای هر پرتره، ما از sfumato استفاده نکنیم، کار در عین دقت و ظرافت به لحاظ آناتومیک، خشک و بی روح می نماید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 
This drawing dates from around 1510, although Leonardo had first started looking at human skulls in 1499لئوناردو داوینچی در سال 1489 یک دفترچه یادداشت جدید را که بیشتر روی آناتومی بدن تمرکز داشت به دست گرفت. علاقه لئوناردو به تشریح در چندین عامل ریشه داشت. برای مثال او می انگاشت که مشخصه اصلی حیات، در حرکت خلاصه میگردد و از این رو به نحوه حرکات اعضای مختلف بدن توجه نشان می داد. این نکته را بایست مد نظر داشت که لئوناردو به درستی درک کرده بود که برخی عضلات و مفصل ها در حرکات اعضاء نقشی نداشته، و برای درک بهتر چگونگی و وابستگی این حرکات، بایستی صرف دقت و انرژی بیشتری نمود. به عنوان دلیل دیگر برای این گرایش، مدت ها این معما ذهن لئوناردو را مشغول ساخته بود که چرا شکل و اندازه اشیاء با نمونه واقعی شان متفاوت است! روشن است که درک چنین عدم تناسبی، خود نیازمند چه دقت نظری بوده است. علاوه بر این ها آشنائی با عملکرد و ساختار ظاهری
(Topographically) اندام می توانسته کیفیتی بی نقص به هنرهای تجسمی اش ببخشد. اما یکی از دلایلی که از دید بسیاری امروزه به دور مانده، این بود که او به شدت علاقه مند بود تا محل احساسات و عواطف آدمی و از این ها مهمتر، سرای جان را در کالبد بیابد! جائی که در آن زمان توده باور داشت، ستون فقرات است. اگرچه لئوناردو در تشریحش به خوبی دریافت که ستون فقرات و مغز به یکدیگر متصل هستند اما نتیجه نهائی خود را هرگز نیافت.

Studies of a foetus from Leonardo's journalsاو طرح های خامی از چشم، ساختار عصبی بینائی و مغز تهیه کرد. اما کارهای بهتر او به اسکلت و حفره چشم مربوط می گردد و همچنین طرح های او از اسکلت، اندام تناسلی، مغز، مثانه، کبد، ... بسیار خارق العاده بوده است. از این راه یافته های آناتومیکی شگفت انگیزی عاید لئوناردو شد. برای مثال او اولین کسی بود که به شکل "دو قلابی" (double S) ستون فقرات پی برد، به دقت شکل لگن خاصره و نیز استخوان خاجی را ترسیم کرده و متوجه شد که استخوان خاجی یک تکه نبوده و متشکل از تعدادی غضروف است. همچنین برخلاف تصور شایع که زهدان را دارای چند بخش میدانسته و فکر میکرده که هر دوره بارداری، در یک قسمت رحم صورت می گیرد، او نشان داد که رحم یکپارچه است. باز او عقیده رایج در مورد اینکه اسپرم در ستون فقرات تولید میشود را رد کرد. همچنین لئوناردو پیشگام در ترسیم یک جنین در رحم بود، هر چند در ترسیم رحم مادر، دچار اشتباه شده و طرح بیشتر شبیه رحم گاو در آمد! البته این اشتباه می تواند حاصل خلط تشریح متعدد او روی حیوانات و انسان باشد. او نه تنها به ساختار این اعضاء علاقه نشان می داد بلکه عملکرد آنها نیز برایش جلب نظر می کرد. از این روست که برخی او را نه تنها یک آناتومیست بلکه یک فیزیولوژیست می دانند.

روش لئوناردو در طراحی آناتومی بدن بسیار خلاقانه بود. او قفسه سینه را در شکل عمودی، غضروف گردن را در شکل انفجاری، دست را در شش قسمت و عضلات شانه را تنها به شکل خطوط شکل دهنده نیرو می کشیده است، که این آخری تشریح کننده را  قادر می سازد که ساختار و عملکرد عضو را، تنها در یک طرح جمع نماید. همچنین او طرح هایش را از زوایای متفاوت می کشیده و یا از برش های مقطعی با عمق های متنوع سود می جسته تا یافته های علمی اش سریع الانتقال باشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 
Leonardo drew the heart's four valves"وه چه برساخته شگفت آوری از آن چیره دست بزرگ!" -  حاشیه نوشت لئوناردو بر تشریح قلب

لئوناردو داوینچی تحقیقات خود را روی ساختار قلب و گردش خون از سال 1490 شروع کرد. بسیاری از طرح های قلب او بر گرفته از تشریح خوک و گاومیش بوده است، تا اینکه در اواخر عمر به قلب انسان نیز دسترسی پیدا کرد. اگرچه لئوناردو در یک قدمی درک گردش خون به موضوع پی نبرد و به مانند گذشته گان هم چنان می پنداشت که خون در کبد ساخته شده، در شش ها سرد و با قلب پمپ می گردد تا در ماهیچه ها مصرف گردد، اما توانست دریچه های قلب را با دقت ترسیم کرده و عملکرد آن ها را مشخص نماید. در سال 2005 دکتر فرانسیس ولز مدعی شد که با استفاده از طرح لئوناردو توانسته راهی بیابد تا  دریچه میترال  (Mitral Valve) - یکی از چهار دریچه قلب- را ترمیم کند! بدین ترتیب لئوناردو، با عقیده رایج مبنی بر این که، قلب مرکز "حیات دماغی" بوده و با گرم کردن و تلمبه ی خون، عصاره جان را در تن پراگنده میسازد، مخالفت کرد. ماحصل دریافت های لئوناردو درباره قلب به طور خلاصه از این قرار ست:

الف – (برخلاف نظر ارسطو، به این نتیجه رسید که) قلب تنها یک ماهیچه است و وظیفه آن گرم کردن خون نیست.
ب – قلب دارای چهار حفره بوده وضربان در مچ دست، حاصل تپش بطن چپ است.
ج – یک جریان گردابی در مسیر جریان اصلی خون – بر آمده از جریان سرخرگ آئورت – باعث بسته شدن دریچه قلب می گردد.
د – رشد پرزها در سرخرگ ها، ممکن است که سلامتی را با خطر مواجه سازد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 
Developing Leonardo's model cost �2mکارلو پدرتی (Carlo Pedretti)- داوینچی شناس مشهور- اول بار در لا به لای یک سری مدارک قرن هفده ام، متوجه نکته ای بس مهم شد. در سال 1600 به هنگام معرفی ملکه جدید فرانسه (که از خانواده دمدیچی های فلورانسی بوده) نمایشگاهی در پاریس برپا شده بود. در این نمایشگاه  که میکل آنژ نیز در آن حضور داشته، یک شیر میکانیکی به نمایش عمومی گذاشته شد که قادر بوده راه برود و یا اینکه سینه اش را باز نماید تا گل سوسنی که نماد اشراف فرانسه است از درون آن نمایان گردد. این ایده به طور دقیق برای کارلو پدرتی، یادآور کار لئوناردو داوینچی بود که در لیون و در حضور فرانسیس اول اجرا کرد. سئوالی که برای پدرتی پیش آمد این بود که آیا لئوناردو توانسته است روبوتی طراحی نماید یا خیر؟
 
Leonardo's original sketches had to be pieced togetherدر ابتدا پدرتی فرض کرد که شاید که طرح ها به اشتباه در بین مدارک دیگر بایگانی شده  و یا آنکه به مانند آنچه بر سر روبوت ِ زن ـ مانند آلبرتوس مگنوس (Albertus Magnus) توسط توماس آکوینی آمده، مدارک توسط کلیسا نابود شده است! او در پی تلاش چهل ساله موفق شد تا طرح چند روبوت را در لا به لای یادداشت های لئوناردو بیابد. عمده این طرح ها مربوط به پیش از نقاشی شام آخر میشده است، صفحاتی که تنها در سایه این دیدگاه تازه (داوینچی به عنوان روبوتیسیست) قابل فهم هستند (1). اما پدرتی به تنهایی قادر نبود که درکی دقیق تری از کار را ارائه دهد تا این که مارک روشئیم (Mark Rosheim) متخصص روبوتیک به کمک او آمد. با همکاری این دو و عده ای دیگر طرح های ماشین فنری، روبوت شوالیه و شیر متحرک لئوناردو داوینچی بعد از گذشت نیم هزاره رمزگشائی شدند.

برای روشن شدن موضوع اضافه می کنم که روبوت شوالیه قادر بوده که راه برود (توسط یک میل لنگ خارجی)، دستانش را تکان دهد، فک هایش را به درستی بالا و پائین کند (توسط یک کامپیوتر میکانیکی که در سینه ی روبوت تعبیه شده بود) و یا آنکه بایستد! احتمالا این روبوت از نیروی وزنه و یا آب برای حرکت استفاده می کرده است. مارک روشئیم در این باره می گوید:" به علت خبره گی داوینچی در آناتومی، او عملگرد مفاصل و عضلات را به درستی درک کرده و حتی از این راه من به شخصه برخی قوانین اولیه روبوت ها را بازکشف کردم!"

جالب اینکه درسال 2004 مارک برای ساخت یک روبوت فضانورد که قادر باشد فاصله زمین تا مریخ  را طی کند، طرحی ملهم از روبوت شوالیه لئوناردو به ناسا ارائه داد!

(1) بایستی اضافه کنم که پیش از لئوناردو کسانی ازجمله یک مسلمان به نام الجزاری اقدام به ساخت روبوت نموده بودند. اما بعید است که لئوناردو با تمام جزئیات کار آنها آشنا بوده باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 
Da Vinci's spring-propelled car had gears, steering and a brakeدر اوایل سال 2004 میلادی، عده ای محقق در " انسیتو و موزه تاریخ علم فلورانس" با هشت ماه فعالیت، توانستند یک مدل از ارابه بی اسبی که لئوناردو داوینچی طراحی کرده بود بسازنند. این مدل یک سوم اندازه واقعی بوده و احتمالا عجیب نخواهد بود که گفته شود که ماشین کار نیز می کرده است. این ارابه روبوت مانند، دارای سکان بوده و قادر ست که مسافتی در حدود چهل متر را بپیماید. پدرتی در باره این ماشین گفته است" با نگاه موشکافانه می توان شباهت این ماشین و مریخ نورد اسپریت را دریافت."

برای حرکت این ارابه ی بی اسب، تعدادی فنر کوک شده (به مانند برخی اسباب بازی ها) و با رها شدن ترتیبی این فنرها، تعدادی چرخ دنده به کارمی افتاده که خود حرکت کلی ارابه را ممکن می ساخته اند. اما بی آنکه در آن زمان چاره ای بتوان برای مشکل آزاد کردن ضامن اصلی در نظر گرفت، بایستی یک فرد، مخفیانه این کار را انجام می داده است و یا در صورت نیاز به داشتن حرکت دائمی، به مانند بسیاری از طرح های لئوناردو برای پرواز و به علت فقدان یک نیروی ذخیره شونده، ارابه نیازمند فعالیت دائمی یک نفر بوده تا فنرها را دوباره کوک نماید!

The wooden model workedاساسی ترین و البته سخت ترین بخش طراحی، مربوط به انتقال نیرو از فنرهای کوک شده به چرخ ها بوده است که لئوناردو با هوشمندی آن را به انجام رسانده بود. اما جالب تر اینکه داوینچی توانسته بود برای سیستم انتقال قدرت خود، نوعی دیفرانسیل طراحی کند که در هنگام گردش، سرعت چرخ های طرفین، کمی با یکدیگر تفاوت داشته باشند، چیزی که در بسیاری از طرح های اولیه ماشینهای امروزی، به آن توجه نشده بود!

بایست توجه کرد که در زمان داوینچی، ساعت سازی به عنوان نانو فن آوری زمانه وجود داشته و چرخ دنده، بادامک و فنر، وسائلی شناخته شده بوده اند. ولی همانطور که اوتو مایر (Otto Mayr) متذکر شده است، ساعت ها و روبوت ها دارای مفاهیمی نزدیک به یکدیگرند، اما آنچه مهم بوده این است که داوینچی "ماشین سفر در زمان" را تبدیل  به "ماشین سفر در مکان" نموده است. مارک روشئیم، مشاور روبوتیست پروژه، در این باره می گوید:" اگر مساله تنها یک ارابه فنری بوده که می توانسته حرکت کند، نمی توانستیم مساله طراحی یک روبوت واقعی را خیلی جدی بگیریم. اون چیزی که خیلی مهمه اینه که با تغییر یه تعداد بادامک، شما می توانسته اید مسیر حرکت روبوت را مشخص نمائید. به عبارت دیگراین یک ماشین قیاسی ـ میکانیکی(Mechanical- Analog) قابل برنامه ریزی بوده است."

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 
The Moon, then the Earth might appear as the Moon does to usبه هنگام غروب آفتاب، هلال ماه در افق، با تصویر موهومی از ماه کامل همراه است (به خصوص اگر هلال ماه خیلی به افق نزدیک باشد) این پدیده ی معما گونه، سالیان درازی ذهن بشر را معطوف خود ساخته بود. تا این که لئوناردو داوینچی، برای اولین بار علت بروز این پدیده را توضیح داد، در زمانی که باور توده این بود که ماه یک کره کامل و بی تخلخل آسمانی بوده (به مانند بسیاری از اجرام آسمانی دیگر) و خود منبع نور است!

داوینچی در سال 1510 میلادی، در یکی از دست نوشته های خود
( Leicester Codex)، ذیل صفحه ای با عنوان "از ماه : هیچ جسم ِ چگالی، سبک تر از هوا نیست" این پیش فرض را که ماه خود منبع نور است را کنار گذاشته (هرچند این فرضیه در آن زمان تا حدودی شناخته شده بود) و اظهار داشت که با غروب خورشید، ماه تاریک می گردد (البته به جز هلالی که روبرو خورشید قرار دارد) اما هم چنان یک منبع نور دیگر، یعنی زمین اثری ثانویه بدان می بخشد. بدین معنی که بازتاب نور خورشید از روی زمین بر ماه، تصویر ماه کامل را به شکلی وهم گونه موجب می گردد (تقریبا در زمان بدر، یک پنجاهم نور ماه از بازتاب زمین تامین می گردد.)

البته در توجیه فرضیه اش لئوناردو مرتکب دو خطا می گردد. او توضیح می دهد که ماه دارای اتمسفر و اقیانوس است. بنابراین به خاطر وجود آبهای زیاد، ماه یک بازتاب کننده خوب است. او ادامه می دهد که نور بازتاب شده از سطح اقیانوس های زمین، موجب ساز این پدیده زیبا می گردد. در حالی که امروزه ما به خوبی می دانیم که ماه دارای اتمسفر و اقیانوس نمی باشد و هم چنین، نور بازتابی از زمین بیشتر به واسطه ابرهاست! بعد از نشستن آپولو-11 بر فراز ماه، فضانوردان به خوبی شاهد بودند که زمین در محل اقیانوس هایش تاریکتر به نظر میرسد، در حالی که ابرها روشنائی خاصی دارند. جالب آن که لئوناردو حدس زد که اگر ناظری بر ماه قرار گیرد، چهره زمین به مانند ماه به چشم خواهد آمد. چیزی که نیل آرمسترانگ می تواند آن را برای ما شهادت دهد. توضیحات داوینچی حتی امروزه نیز شگفت انگیز می نماید و نمونه ایست که نشان می دهد او بیشتر بر مشاهده اتش تکیه می کرده ست تا باور عامه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد | 
"ناف در مرکز بدن انسان ست و اگر مردی طاق باز خوابیده و دستان وپاهایش را امتداد دهد، با مرکز ناف می توان دایره ای کشید. نه تنها دایره، بلکه مربعی نیز محیط بر مرد خواهد بود..." لئوناردو

معروفترین طرحی را که جهان می شناسد "مردی ویترووینی"
( Vitruvian Man ) ست که لئوناردو داوینچی آن را به سال 1492 کشیده است. لئوناردو در این اثر، مردی برهنه را در دو وضعیت متفاوت و بی هیچ تفکیکی روی یکدیگر طراحی کرده، به گونه ای که دست و پاهای کشیده مرد در هر دو حالت (به عبارت درست تر در این شانزده حالت!) داخل یک دایره و همچنین یک مربع محاط شده است. این تصویر نشان گر ترکیب هنر و علم در زمان رنسانس بوده است، در حالی که علاقه شدید لئوناردو را به نسبت ها نشان می دهد. همچنین این اثر تلاش دیگری از سوی لئوناردو محسوب میگردد تا انسان را به طبیعت گره بزند. به عبارت دیگر او خواستار کشف رابطه بین کیهان و ریزکیهان (آدمی) بوده، چیزی که ریشه در باورهای هرمسی و نوافلاطونی دارد. این دیدگاه غالب در لئوناردو، به گونه ای دیگر قابل شناسائی در اثرست، بدین معنا که در باورهای هرمسی مربع نماد ماده و دایره نماد جان ست. و این طراحی، نوعی باز دریافت این بن ـ رابطه محسوب می گردد (1). اگرچه بر خلاف رومانتیست ها، امروزه کمتر کسی، دل در گرو چنین دیدگاه هایی دارد.

توجه لئوناردو به این طرح، از مطالعه رساله مشهور ِ "ویترویوس" ( Vitruvius ) معمار رومی ناشی شده است. اما همان طور که انتظار میرود، لئوناردو به آنچه از متن قدیمی خوانده اکتفا نکرده و آنها را با تراوشات ذهنی خود ترکیب نمود تا ابعاد اثر را گشاده تر سازد. به طور مثال، مرکز دایره و مرکز مربع یکسان نیستند، مساله ای که باعث شکست بسیاری در مصور کردن مرد ایده آل ویترویوس در گذشته شده بود. همچنین ناف، کمی بالاتر از محل آناتومیکی آن قرار داشته و یا آن که دست های کشیده مرد ویترووینی تنها تا تاج سر، بالا میایند. این تغییر آخری، برخلاف متن ویترویوس بوده است که امتداد دست ها را در محل ناف متقارب می دانسته است. در این رساله، ویترویوس، برای داشتن نسبت های طلائی معماری، نسبت اعضای بدن ِ انسان ِ ایده آل را ملاک میگیرد (خالی از تذکر است که این نسبت ها، تنها یک سری اعداد گویا می توانند باشند) به طور مثال :

- طول قد ده برابر اندازه سر ( از چانه تا پیشانی )
- فاصله دو سر دست در حالت کشیده، برابر طول قد
- کف دست به پهنای چهار انگشت
- کف پا به پهنای چهار کف ( دوازده اینچ )
- طول قد بیست و چهار کف دست
...

(1) تربیع دایره یکی از مسائل قدیمی هندسه بوده که در آن سعی میشد تا با کمک خط کش و پرگار، برای یک دایره مشخص مربعی با مساحت یکسان با دایره رسم گردد (البته امروزه ما می دانیم که این مساله دارای جواب نیست!) طولی نکشید که این معمای جذاب، پا به عرصه عقاید هرمسی گذاشت. بدین معنی که همان طور که در عقاید هرمسی، مربع نماد ماده و دایره نماد روح محسوب میگردد، تربیع دایره به گونه ای رمزگونه، جایگزین میل جاودان انسان برای دستیابی به اتحاد مطلق روح و ماده گردید... اگرچه تحقیقی  نشان میدهد که لئوناردو با آگاهی، تربیع دایره را در این اثر با دقت 98 درصد صورت داده است، ولی بسیاری مخالف این نتیجه گیری هستند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت   توسط خوابگرد |