تبليغاتX
خوابگرد
ادراکات لعنتی ما

	Hijo De La Lunaمشنگ کسیه که
این قصه

رو نشنفته باشه

 

یه زن کولی بود

که هرشب

یه بند

تا خود سپیده دم

به ماه لابه می کرد و

اشک می ریخت


آخه تمومه آرزوش این بود که

با یه مرد کولی

عروسی کنه

 

تا یه شب

ماه شب چارده

از توی آسمون بهش گفت

" نصیبت یه مرد پوست خرمائیه

اما باستی فراموشت نشه

بچه اول مال منه !"

اما کسی که جیگر گوشه شو

قربونی کنه

تا تنهایی نکشه

عشقش همچین همچینا

ریشه نداره

A fool is he who doesn't understand
a legend tells
that a gypsy woman
implored the moon
weeping, she begged till dawn
to marry a gypsy man
"you'll have your brown-skin man"
spoke the full moon from the sky
"but in retun I want the
the first child
that you have with him,"
one who sacrifices her child
in order not to be alone
is not going
to love it very much

ماه !

تو می خواهی مامان بشی ؟

اما حتمنی تو بساطت هیچ عاشقیو نداری

تا تو خانوم خونش بشی
به من بگو

ماه نقره ای

چیکار داری

با یه بچه تپل و مپل

چی چی !

پسر ماه !

Moon you want to be mother
and you can't find a love
who makes you a woman.
Tell me, moon of silver
what you intend to do
with a child of flesh
ahhh, ahhh
Son of the Moon

از یه پدر با پوستای دارچینی

پسری پا به دنیا گذاشت

سفید بلوری

عینهو

سینه قاقم

با یه جفت چشای خاکستری

البته به جای چشمای زیتونی

پسر زال ماه !

 

" لعنت به این سر و رو
این پسر

مال یه مرد کولی نیست

جفت تون تقاصشو پس میدید !"

From a cinnamon-skinned father a son
was born
white like an ermine's belly
with gray eyes
instead of olive,
moon's albino son
"Dam his appearence!
This is not a gypsy man's son
and you won't get away with this"
 

ماه !

تو می خواهی مامان بشی ؟

اما حتمنی تو بساطت هیچ عاشقیو نداری

تا تو خانوم خونش بشی
به من بگو

ماه نقره ای

چیکار داری

با یه بچه تپل و مپل

چی چی !

پسر ماه !

Moon you want to be mother
and you can't find a love
who makes you a woman.
Tell me, moon of silver
what you intend to do
with a child of flesh
ahhh, ahhh
Son of the Moon

کولی شک به دلش نبود که

بهش خیانت شده

با قداره اش رفت سراغ زن

" این بچه واسه کیه؟

به سوی این چراغ

فریبم دادی "

 

طولی نکشید

که با قداره اش

زن فلک زده رو

سلاخی کرد

و با بچه روونه

کوه و کمر شد

بعدشم

بی هیچ سر پناهی

اون طفلکیو

رها کرد و

رفت سی کار خودش

the qypsy believing himself dishonored
went to his wife, knife in hand
"Whose son in this?
I am sure yu have decieved me!"
and he stabbed her to death
then he went to the mountain
with the child in his arms
and abandoned it there

ماه !

تو می خواهی مامان بشی ؟

اما حتمنی تو بساطت هیچ عاشقیو نداری

تا تو خانوم خونش بشی
به من بگو

ماه نقره ای

چیکار داری

با یه بچه تپل و مپل

چی چی !

پسر ماه !

Moon you want to be mother
and you can't find a love
who makes you a woman.
Tell me, moon of silver
what you intend to do
with a child of flesh
ahhh, ahhh
Son of the Moon

شبای که ماه چار تاقه

واس خاطر اینه که

بچه شاد و شنگوله

 

اما هر وخ

بچه گریه کنه

ماه هلالی میشه

تا براش گهواره باشه

اما هر وخ

بچه گریه کنه

ماه هلالی میشه

تا براش گهواره باشه

And on nights when the moon is full
it's because the child is happy
and if the child cries
the moon will wane
to make him a cradle
and if the child cries
the moon will wane to make him a cradle


* این آهنگ ر ا " خوزه ماریا کانو " اول بار برای " مکانو " نوشت اما " مونسرات کاباله " - معروفترین سوپرانوی جهان -  آن را به اوج رساند!

** ترجمه از خوابگرد
*** برای شنیدن نسخه اسپانیائی و فرانسوی آهنگ می توانید به  آدرس های زیر مراجعه کنید . با تشکر از  یک دوست قدیمی!

http://littlesun.canalblog.com/archives/2006/03/12/1507308.html
http://igorbibies.vox.com/library/audio/6a00cdf39f3cdbcb8f00d10a7dcd698bfa.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت   توسط خوابگرد | 

Mona Lisa By Da Vinci


[ معرفترین اثر لئوناردو داوینچی، مونالیزا ( ژکوند ) ست. او در این نقاشی از تکنیک های متفاوتی سود جسته تا بتواند عمیق ترین تاثیر را بر بیننده بگذارد. این تکنیک ها به طور عمده، حاصل تلاش و دریافت شخصی او بوده است و دال های جدی هستند که چرا او یک
Polymath ( بحرالعلوم ) بی چون و چرا بوده است...]

نقاشی مونالیزا جزء اولین نمونه های ست که مدل در مقابل یک پس زمینه خیالی نقاشی می گردد. در این اثر، مونالیزا به گونه ای رمزآلود روبروی ما نشسته،
 در حالی که دو ستون تاریک، در کنارهای تابلو قرار دارند. در پس زمینه منظره ای محو، تضادی خیره کننده با پرتره ایجاد می کند. انحناهای بسیار ظریفی در مو و لباس مونالیزا، از طریق تکنیک sfumato (1) به وجود آمده است ( ابهام و در آمیختگی رنگ در مرزها ) که خود باعث تولید نوعی آرامش و متانت در پرتره می گردد.
 برای ایجاد احساس عمق، لئوناردو از طرح هرمی شکل سود جسته است. هندسه ای که به شکلی اسرارآمیز ما را آرام می سازد. بدین گونه که دستان گره خورده پرتره، گوشه ی جلویی هرم را تشکیل می دهد و بدن و سر، امتداد راس را نشان می دهند. وجود دسته صندلی، باعث ایجاد فاصله بین ما و پرتره گردیده است اما سینه، گردن و صورت، همان نوری را بازتاب می کنند که دستان مونالیزا به نرمی باز می تاباند. این بازتاب ها، وجود منابع نور خیالی را در حد فاصل بیننده و پرتره،  در ذهن متبادر میسازند. و باز، افق محو و مبهم دور دست، حس چند لایه بودن فضا را تشدید می کند. تکنیک
sfumato  نیز در نوع خود، در خلق چنین احساسی بی تاثیر نیست.

 

اما اساسی ترین نکته اینکه، وجود رنگ های تیره، در نواحی مو، سر پوش و سایه ها، توجه کلی ما را به سمت چشمان مونالیزا معطوف می سازد در حالی که، نگاه خیره و مستقیم مونالیزا به بیننده، خواستار بقای یک ارتباط مرموز و جادوئی  ست. ارتباطی که خالی از هر گونه کلام و حرف ست!

(1) این تکنیک باز، یکی از ابداعات داوینچی بوده است. چیزی که نشانه فرا رفتن لئوناردو از مرزهای تُنُک و تنگ رئالیست بوده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
Smile

لبخند مونالیزا توجه همیشگی همگان را به خود جلب کرده است. زیگموند فروید آن را تعبیر به میل اروتیکی لئوناردو نسبت به مادرش قلمداد کرده است اما برخی دیگر لبخند را بی گناه و درعین حال وسوسه کننده دانسته اند.

اما از نظر گاه علمی نظریه های متفاوتی وجود دارد.در سال 2005 محققان هلندی  بر اساس تئوری های شبکه های عصبی و هم چنین آلگوریتم های "پردازش تصویر"، تحقیقی جامع در باره مونالیزا صورت دادند. اینان به این نتیجه رسیده اند که مونالیزا 83 درصد خوشحال، 9 درصد بیزار، 6 درصد ترسیده  و 2 درصد عصبانی بوده است! این گروه از ده زن مدیترانه ای که نسبی اشرافی داشته اند سود جسته اند. بدین ترتیب که تصاویر معیار، بر اساس بیان نورولوژیکی احساسات و در شش حالت، خوشحالی، هیجان، عصبانیت، بیزاری، ترس و ناراحتی از اینان ثبت شده  وسپس با تصویر لبخند مونالیزا ( که البته  به پیکسل های بسیار ریز و  سیاه و سفید تبدیل شده بوده ) مقایسه شده است.

اما به زعم پروفسور Margaret Livingstone ، توزیع فضائی فرکانس های لبخند ( بر اساس بسط فوریه)، در بازه ی فرکانسی پائین قرار می گیرد. بنابراین بهترین شکل مشاهده اثر این است که مستقیما به چشمان مونالیزا نگاه شود و برای احساس لبخند،  از بینایی پیرامونی استفاده شود. به همین دلیل است که شاید شنیده  باشید که  عده ای اظهار داشته اند که به هیچ وجه لبخندی را بر لب مونالیزا ندیده اند! روشن است که اینان به طور مستقیم به لبان او توجه کرده اند!

اما Dina Goldin  نظری دیگر دارد. او گفته است که راز لبخند مونالیزا در حقیقت،  به پویایی موقعیت عضلات صورت ربط پیدا می کند. چرا که تمام جزئیات چهره رسم نشده است و این مغز است که ناآگاهانه آن را توسعه داده و کامل می کند. این چنین خیال انگیزترین لبخندها، در ذهن هر بیننده و آن نیز به شکل شخصی نقش می بندد. انگار هر کس به لبخند نگار خود نگریسته باشد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
Leonardo da Vinci (1452–1519) Self Portraitیکی از مناقشات درباره  نقاشی داوینچی، هویت واقعی مونالیزا بوده است . برخی او را" لیزا دژکوند" همسر یک بازرگان موفق به نام " فرانسیسکو دژکوند" می دانند. برخی نیز صاحب پرتره را "جیولیانو دمدیچی" فرض کرده اند. اما دکتر " لیلیان شوراتز" بر اساس تحلیلی کامپیوتری و با مقایسه این نقاشی و پرتره ای که لئوناردو از خود کشیده بود، به یک نتیجه جالب رسید و آن اینکه مونالیزا در حقیقت خود داوینچی بوده است! (1) کیفیت دو جنسی در نقاشی های داوینچی چیز تازه ای نبوده است. برای مثال نقاشی یوحنای او نیز دارای چنین خصوصیتی است.
این دست مسائل، مناقشات بسیاری را در اطراف زندگی خصوصی داوینچی پیش آورده است. در حالی که برخی میل به " تجسد روح زنانگی در شکل آرمانی" را انگیزه اثر بر می شمرند، برخی دیگر همجنس گرائی او را دلیل نقاشی بر شمرده اند.
اما شاید بهترین تعبیر این بوده باشد که لئوناردو به حیات در عمیق ترین شکلش احترام می گذاشته است. اگر او تعمدی  داشته، از درک عمیق او نسبت به هماهنگی و مکمل بودن عناصر مردانه و زنانه در طبیعت، نشات گرفته، چیزی که ضامن همیشگی حیات بوده ا ست.

Some have seen a facial similarity between the Mona Lisa and other paintings, such as St. John the Baptist.

 

 

 

 

 

(1) البته چون نقاشی مونالیزا سالها بعد از پرتره داوینچی کشیده شده می توان چنین فرضی را محتمل دانست! هر چند برخی دیگر به خاطر آنچه مربوط به  علائق لئوناردو نسبت به آناتومی بوده است و سبک نقاشی هر فرد، شباهت نقاش و اثر را تصادفی بر شمرده اند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
Domino of Mona Lisaدر سال 2004 یک تیم کانادایی با استفاده از دوربین 240 مگاپیکسلی، در مدت سه ساعت، 13 تصویر مختلف از تابلوی مونالیزا تهیه کرد. این تصاویر شامل تمام طیف فرکانسی از مادون قرمز تا ماوراء بنفش بوده است. تلاشی که چندین راز را بر ملا کرده است.
تصویر برداری سه بعدی  نشان داده است که سه طرح دیگر از مونالیزا در زیر نقاشی پنهان است! در طرح اولیه، لبخند او واضح تر بوده  و صد البته راز آلودگی فعلی را نداشته است. نکته دیگر اینکه مونالیزای اولیه، پیراهنی به تن داشته است که بیشتر مورد استفاده پرستاران و یا مادران قرار می گرفته است. این خود برای برخی، فرضیاتی به مانند اینکه شکل نشستن مونالیزا نشانه حاملگی اوست (1) ( چرا که بسیار شق و رق و بی  تکیه برصندلی نشسته ست) و یا اینکه  او همسر یک تاجر فلورانسی ست را تا حدودی تقویت می کند. از دیگر رازهای برملا شده این که مونالیزا در طرح های اولیه، موهای خود را از پشت  بسته بوده است. بایستی روشن نمایم  که موی رهای نقاشی فعلی، بسیار غیر معمول است، چرا که درآن زمان، تنها زنان بد کاره چنین می کرده اند! چیزی که پارادوکس های نقاشی را صد چندان می کند. نکته جالب دیگر این ست که ، در نقاشی هیچ اثری از قلم مو نیست و به ظاهر لئوناردو از انگشتان خود برای کشیدن اثر استفاده کرده است! همچنین در کنار چشمان و نیز لبان، ضخامت بیشتری از رنگ وجود دارد. داوینچی در حقیقت، از رنگینک های لعاب مانند و بسیار براقی استفاده کرده تا در اثر،  بازتاب های نور تشدید شده باشند. اما هنوز راز چگونگی به کار بستن این لایه ها روشن نشده است. این کشفها، میل به کمال و کار مدام داوینچی را روی آثارش، در زمان های مختلف نشان می دهد.

(1) فرضیاتی که در اطراف مونالیزا بوده است آن چنان دارای تنوع و متفاوت است که آدمی را شگفت زده می کند. برخی مونالیزا  را کر، برخی لال دانسته اند! برخی در او  فلجی در ناحیه دست تشخیص داده و برخی به دندان درد او اشاره کرده اند! شاید تنها فرض باقی مانده این بوده است که او حامله است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
به دلایل  بسیاری،  این مناقشه همیشه وجود داشته است که بایستی مونالیزا را یک پرتره در نظر گرفت و یا آن را به عنوان آرکتایپ ( کهن الگو ) و یا نماد آرمانی زن در نظر داوینچی فرض کرد. هماهنگی حسی اثر، که به شکلی زائدالوصف، تمام عناصر نقاشی را به هم پیوند می دهد ( به خصوص خنده محو و راز آلود اثر )، برای بعضی، بازتاب زن آرمانی و کیهانی ست...

 دواینچی استاد کارهای نیمه تمام بوده است، به مانند مجسمه اسب برنزی و ستایش مغان و...
Detail of the eyesاما مونالیزا نیز اثری نا تمام بوده است، چرا که پرتره  فاقد ابرو و مژه است! یک منتقد زمانی اظهار داشته بود که زنان قرون وسطی، ابرو و مژه های خود را برای جلوه  اشرافی آن می ستردند! اما آثار دیگر داوینچی خلاف این فرضیه  را نشان می دهد. همچنین تحقیقاتی جدید که بر اساس اسکن رادیوئی صورت گرفته،  فرضیه فوق را رد می کند. چرا که اسکن روشن ساخته است که در زیر نمونه فعلی سه طرح از مونالیزا وجود دارد و در یکی از آنها، مونالیزا دارای ابرو بوده است!
باز معقول است که بپنداریم که لئوناردو به مانند بسیاری از کارهای خود این کار را نیمه تمام باقی گذاشت، چرا که میل بی پایان او برای کمال، او را بر آن می داشته است که تکنیک های خود را هر دفعه به پیش ببرد تا به مرز ارضای حس زیبائی شناسانه خود نزدیک شود. اما همین تصادف ( فقدان ابروان و مژه گان )، کیفیتی نیم آبستره به اثر بخشیده است و باعث شده تا اثر بیشتر جلوه گر نمود زن آرمانی و یا زن کیهانی فرض شود! چیزی که به هیچ وجه مد نظر اولیه داوینچی نبوده است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
" حرکت خلاقانه به تنهایی هنر را شکل نمی دهد. بیننده، اثر را با رمزگشائی و تفسیر کیفیت درونیش به دنیای بیرونی مرتبط می کند و این چنین در آفرینش هنری مشارکت می جوید" مارسل دوشام

بی شک تا پیش از قرن بیستم، مونالیزا اثری مشهور نبوده است.  برای روشن شدن موضوع شاید بد نباشد اشاره کنم که در میانه قرن نوزدهم، ارزش تخمینی نقاشی، نود هزار فرانک تخمین زده شده بود. حال اگر آن را با کارهای رافائل مقایسه کنید که ارزششان تا ششصد هزار فرانک میرسید، موضوع برایتان ملموس تر می گردد!
اما موج سمبولیست ها، باعث شهرت اثر شد. Wlater Pater در سال 1867 طی مقاله ای، ژوکوند را " تجسد روح زنانگی در شکل آرمانی خود " دانست. برای روشن شدن این نماد او اضافه کرد که " این روح از صخره های که در پشت سر ژوکوند است کهنترست... او بارها مرده است و این چنین او به خوبی می داند که راز قبر چیست!"
 شکی نیست که  زیبایی مطلق و یا زیبایی به ذاته چیزی واهی ست!  تغییر ارزش ها ( می خواهد ارزش های بورژوائی باشد و یا کلیسائی ) تغییر ذائقه هنری می آورد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
Raphael immediately liked the Mona Lisa and borrowed it in his Portrait of Maddalena Doni (1506).من رافائل را دوست ندارم و هنرش را کم ارزش می دانم! حال و به طور طبیعی سعی خواهم کرد که نفرت شما را نسبت به او بر انگیزانم تا با من همدست شوید ( بزرگترین آرزوی هر انسانی!) . بنابراین شرم آورترین چهره رافائل را رو خواهم کرد.
هنگامی که رافائل، ژوکوند را دید، به شدت به اثر علاقه مند شد، بنابراین چندین نقاشی با الهام از کار داوینچی کشید. معروف ترین این کارها تقدیم شما می گردد. بی آنکه رد پایی از احساس ارتباط دو جانبه،  بین اثر و بیننده، به مانند آن چه در کار داوینچی ست، در اینجا دیده شود!

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
Destroy Mon Lisa در طول جنگ جهانی اول، کشور سوئیس بی طرف ماند و این یک فرصت برای برخی اندیشمندان بود تا با فراغ بال به مداقه و بررسی دوباره ارزش های جوامع غربی بپردازند. حاصل این اندیشه ورزی ها جریان هنری دادائیست بود. این گروه با مطالعات خود، به این نتیجه قطعی رسیدند که ارزش های جوامع غربی، ریشه در خواست و اراده نظام سرمایه داری و صاحبانش ( به طور عمده بورژواها، چرا که برخی شرکت ها بر اساس نظام سهامی عام اداره میشدند ) دارد. بنابراین به زعم اینان، آتش افروزی جنگ، ریشه در ارزش های بورژوازی داشته است. یعنی اگر دلایل اصلی جنگ جهانی اول را یک به یک بر بشماریم، به وضوح این حقیقت نقاب از رخ خواهد کشید. موج های ناسیونالیست، استعمار، رقابت های تسلیحاتی و موازنه قدرت در اروپا که عوامل اصلی بروز جنگ جهانی بوده اند، چیزی نیستند جز نیروهای محرکه نظام سرمایه داری ( در آینده ای نزدیک این مسائل را بازتر خواهم کرد).
بنابراین اینان بی آنکه مانیفیستی صادر نمایند به جریان های "ضد هنر" تبدیل شدند. از این روست که انهدام آثار کلاسیک، از اولین دغدغه های اینان بوده است. شاید این گونه، کسانی را که با برپایی تظاهرات خواستار نابودی تابلوی مونالیزا بوده اند را درک کنیم. چرا که جنگ و "زیباشناسی" به یک اندازه، زائیده ارزش های بورژوایی بوده اند!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
 L.H.O.O.Q دادائیست ها و سورئالیست ها، بارها مونالیزا را دستاویزی برای ارائه دغدغه های فلسفی و هنری خود قرار داده اند. به وضوح این دستاویز قرارگرفتن، بیشتر جنبه شوخی و کاریکاتور داشته است.

مثلا در سال 1919، مارسل دوشام – معروفترین هنرمند دادائیست – یک شوخی با مونالیزا کرد. او برای یک کپی کم ارزش از نقاشی مونالیزا، سبیل و ریشی بزی قرار داد و زیر آن عبارت “L.H.O.O.Q” را قرار داد. این سرکلمه در اصل اشاره به یک عبارت فرانسوی ست که مضمون آن چنین ست: " او چه کون قشنگی داره!". این عبارت سخیف، شاید اشاره ای ست به کیفیت دوجنسی نقاشی و نیز شهرت داشتن داوینچی به عنوان یک همجنس باز ( البته نزد فرویدی ها، چرا که هیچ سند تاریخی برای اثبات این امر وجود ندارد! ).

اما مهمترین شاخص برای  درک شوخی مارسل دوشام را بایستی در همان جریان ضد هنری دادائیست ها جست. گاه به اشتباه عده ای نا آگاهانه از این شوخی دوشام، تعبیرات زیبایی شناسانه ای بیرون می کشند که با روح تفکر او منافات دارد (۱) 

(۱) پستی در این باره خواهم نوشت!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
بی شک هیچ اثر هنری به اندازه مونالیزا مورد موشکافی، مطالعه و بررسی قرار نگرفته شده است. و البته  بیشترین شوخی ها نیز با مونالیزا شده است. مثلا ...

No Comment
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد | 
 How To Explain Great Art in The Age of Sports (Mona Lisa), 30 x 50”, Mixed Media on Canvas, Ed of 10در سال 2005، LG Williams به همراه Ralph Nadar، در مطلبی با عنوان " چگونه آثار بزرگ هنری را در عصر ورزش توضیح دهیم"، مونالیزا را به طرح دیاگرام بازی فوتبال در آورد، تا این سئوال را پر رنگ سازد که " آیا عاشقان هنر در مورد هنر به اندازه سینه چاکان ورزش، از خود حرارت نشان می دهند؟"

 


 

اعتراف – حتی خود من نیز گاه در برابر این پرسش درمانده می گردم! به راستی ما چقدر زیبائی را دوست داریم؟! و مهمتر اینکه چرا!؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/03ساعت   توسط خوابگرد |