تبليغاتX
خوابگرد
ادراکات لعنتی ما
علم بدون معرفت شناسی – تا آنجا که به اندیشه می آید – بدوی و سردرگم است. اما معرفت شناس که در جست و جوی یک نظام فکری روشن است، هنگامی که هنوز راه خود را به سوی این نظام نیافته می خواهد که محتوای اندیشه علمی را به معنای نظام خود تفسیر کند و هر چه را با این نظام سازگار نیست به دور افکند. دانشمند، اما، نمی تواند تلاش خود برای چیزهای معرفت شناختی و سامان مند را تا بدان جا بکشاند...پس به دیده ی معرفت شناس نظام مند یک فرصت طلب بی قید و بند جلوه میکند.      " آلبرت اینشتین"

 شگفت انگیز است که نتایج کارهای عده ای فعالان در فلسفه علم بسیار بیشتر از آن چه استحقاق داشته جدی گرفته شده است. کسانی که گویی محک های علمی بودن ، غیر علمی بودن و یا اعتبار نظریه را طرح افکنده اند. کارهای پوپر، فی رابند، کوهن و کواین اگر چه در زمره موفق ترین این تلاش  ها است اما به نظر شخصی من، نتایج کارهایشان بسیار کم ارزش تر از آن چیزی است که جلوه داده می شود ( در این راستا کتاب بسیار زیبای " یاوه های مد روز"  نوشته آلن سوکال و ژاک برک مونت را توصیه می کنم ).مثلا نظریه ابطال پذیری پوپر که خود برگرفته از یکی از شاه کارهای ذهنی اینشتین است در طول چندین دهه تنکی و کم تاثیری خود را نشان داده است.  بیشترین کارکرد این نظریه در جایی است که علوم غریبه و جادویی مدعی حقانیت می گردند . در این جا نظریه می تواند آنان را به چالش بکشاند. اما هنگامی که بحث  علمی است به خاطر ماهیت سلبی خود کمترین کمکی را نمی تواند بکند. به راستی اگر قرار بود که نظریه نیوتنی به واسطه یک مورد تناقض پیش بینی با نظریه، کنار گذاشته شود ده ها بار بایستی با این نظریه شگفت انگیز خداحافظی می کردیم.  معروفترین این جدل ها مربوط  به انحراف مدار عطارد به میزان 43 ثانیه در نقطه حضیض بوده است. اما بی آنکه دانشمندان عجله و شتابی به خرج دهند به مدت پنج دهه صبورانه به کمین نشستند تا آنکه نظریه نسبیت عام اینشتین تعبیری منطقی برای آن دست و پا کرد. بی نیاز از کنار گذاشتن نظریه نیوتنی ، با تصحیحی همه خروش ها و نوسانات از تکاپو افتاد. هر چند  من باور دارم که دانشمندان راست اندیش هرگز واهمه ای از کنار گذاشتن این نظریه نداشتند.

بهترین نقد از ابطال پذیری را کواین انجام داده است که نشان می دهد که این نظریه چرا ابتر است. مهمترین دلیل آن است که شما نمی توانید تمام آن چه مقدمه یک نظریه است را به گزاره های اتمی تحویل کنید و شرایط صحت تک تک آن ها را به چالش بکشانید. یعنی تا حدود بسیاری،  نظریه ها دارای پارادیمی از گزاره های به هم بسته است که محک زدن تک تک آن ها محال است. مثلا نظریه نیوتنی بر اساس جرم فرضی سیارات به دست می آید و یا پدیده های نجومی اختلاطی تفکیک نا پذیر با علوم اپتیکی دارند. هر چند می توان روش های تا حدودی مستقل برای اعتبار جداگانه آنها طراحی کرد اما درنهایت، خلاص شدن کامل از آن محال است.

 دانشمندان در تلاش های فردی و یا دسته جمعی خود افق های تازه ای در فهم طبیعت وحیات برای ما گشوده اند. ودیعه آنان درکی عظیم تر و عمیق تر بوده است و ستایش هر انسان دوست دار حقیقتی را بر می انگیزد. ولی دانشمندان نظریات  معرفت شناسان را آن چنان جدی نگرفته اند. آنان هنوز روش سنتی گذشته را دنبال می کنند در حالی که به خوبی جنبه عدم قطعیت ذاتی این روش را نیز کاملا می شناسند. 

پی نوشت :  برای اشکالات نظریات کوهن ، فی رابند و کواین کتاب فوق الذکر بسیار ره گشاست و توصیه شدنی.متاسفانه جو گیر بودن ما باعث از دست رفتن حس حقیقت جوی ما شده است. چرا بایستی کارهای بور، هایزنبرگ واینشتین در سایه سار فیلسوفان علم سنجیده شود؟ چیزی که ( به نظر من ) بلاهت آمیز است. من به شخصه فیزیکدانان را بیشتر دوست دارم که در عین کم ادعایی ره آوردهای تکان دهنده ای  داشته اند. اما این کم هوشان پر مدعا ( اربابان فلسفه علم ) تنها  آب را گل آلود ساخته اند. جالب است که بدانید که پوپر اشکالات عمده نظریه خود را به خوبی می دانسته است اما ...

+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/21ساعت   توسط خوابگرد |