تبليغاتX
خوابگرد
ادراکات لعنتی ما

ماتريكس- فيلمي وابسته به ژانر علمي- تخيلي و اكشن است. سناریوی فیلم نوشته كارگردانان آن يعني برادران واچاكوفسكي است. اين اثر خود مقدمه اي براي ظهور بازي ، كميك استريپ و كارتون خاص خود شد.فيلم بازگو كننده ماتريكس است که  يك واقعيت مجازي (virtual reality) است و توسط ماشين هاي هوشمندي ايجاد شده است تا آدميان را در يك وضعيت برده وارو مطيع  به عنوان منبع انر‍ژي مورد استفاده قرار دهد. این انسانهای دربند توسط كاشت سلول هاي الكترونيكي در بدنشان قابليت وصل شدن به ماتريكس را دارند. فيلم اشاره هاي متعددي  به دنياي سايبرپانك و خرده فرهنگ هكرها ، ايده هاي فلسفي و ديني شامل ايده آليسم سقراط و افلاطون دارد . فیلم همچنین توام با ادای احترام به سبك فيلم هاي اكشن هنگ كنگي و كارتون هاي ژاپني است. 

 

سه گانه ماتريكس به خاطر صحنه هاي اكشن رقص- وارش و پيشگام بودنش براي جلوه هاي ويژه بسيار محبوب شد.قصه به روشني وام دار 1984 اورول و اوديسه 2001 فضائي كوبريك است كه به يك واگويه هوشمندانه اي تبديل مي شود كه بر سرچیستی طبيعت واقعيت، رابطه آن به ريشه هاي ما ، قدرت و فريبندگي ماشين و مساله دوگانه روح-بدن به مباحثه مي نشيند. حتي آنان كه واله جلوه هاي ويژه هستند نمي توانند از مقصد زيركانه فيلم به سادگي بگذرند: فريب پذيري حواس. سئوال اساسي آن است كه واقعيت چيست؟ آيا به راستي ما بيداريم يا آنكه در يك رويا به سر مي بريم؟ آيا فراتر از احساس هاي ما و فريبندگي تسخير كننده آنها زندگي ديگري وجود دارد.( بي آنكه در اين مقال بدان بپردازم فيلم Others را به خاطر بياوريد). هماره اين سئوالات ذهن هاي  آنان كه در عناصر شكل دهنده حيات مداقه مي كنند  به تكاپو درمی آورد. اين سئوالات نوعي خود يابي را نيز در پي دارد چه اين خود يابي مربوط به عالم بيروني و چه به عالم دروني باشد.

 

كاراكتر اصلي فيلم  نئو- از واژه اي يوناني به معناي تازه وجديد- در صحنه افتتاحيه فيلم به ما نشان داده مي شود در حالي كه تنهاست وبر اساس نشان كرسرش  شخصيتي به نام مورفئوس – گرفته شده از الهه روياها و خواب- را جستجو مي كند. همچنين او سعي ميكند كه معناي كلمه ماتريكس را دريابد. مورفئوس با نئو در هنگامي كه توسط تعدادي مامور خبيث تعقيب مي شود تا به چيزهاي تازه تري دست نيابد تماس مي گيرد. در ادامه هنگامي كه نئو با مورفئوس ملاقات مي كند به او دو قرص يكي آبي و ديگري قرمز پيشنهاد مي شود. قرص قرمز جواب سئوال اينكه ماتريكس چيست را در پي خواهد داشت و قرص آبي زندگي را به مانند گذشته مي سازد.  قرص آبي سمبلي براي زندگي ماست كه تل انباري از عادت ها است و هيچ نيازي به دانستن حقيقت درآن نداريم . قرص قرمز داراي كيفيتي مرموز است و فقط ميدانيم كه حقيقت را خواهيم فهميد اما چيستي آن دفعتا ظاهر نخواهد شد. قرص قرمز نماد ريسك ، شك و سئوال كردن است .براي گرفتن پاسخ  بايستي روي تمام زندگيتان قمار كنيد.  آگاهي درپي فرآيندي به نام ريز بيني و شك شكل مي گيرد. نئو به وجود برخي نواقص پي برده است و بي آنكه آنها را در وادي ناديده- انگاشتن-ها رها كند به سئوال كردن و جستجو مخاطره مي كند. شايد نمونه عالي شك و ترديد درحقيفت پيرامون  را بتوان در شاهكار ديگري يعني Trueman Show يافت كه در جاي خود بدان نيز خواهم پرداخت.اما فهم حقيقت نيازمند آستانه تحمل بالا نيز هست. در ادامه فيلم مي بينيم كه یکی از کارکترهای فیلم حاضر است به دنياي كه سرشار از فريب و توهم است برگردد چرا كه توان ادامه دادن راندارد.  فيلم ماتريكس داراي ويژگي ها بسياري است كه بعدها بيشتر از آن خواهم نوشت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/29ساعت   توسط خوابگرد | 
اتل متل توتوله                         یه خان قد کوتوله

یک دل داره سیاهه                  یه دم داره درازه

چپق کشیش محشره             آدم فروش و کلکه

کله اش درست این هوا            کانه هیولا

سواد داره نه والله                     هنر داره نه بالله

عیدی وپاداش چه خوبه            آدم فروش تو سوده

هاجستن و واجستن               تو حوض سکه جستن

خان خله بی نوا                     بددهن بی حیا

روحش خبر نداره                    که مردنش به راهه 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/29ساعت   توسط خوابگرد | 

حكايت كنند كه برادارني تيماردار مهتر برادر مجنون الاحوال خود بودند. به رسم ديرين شفابخشي امامزاده مستجاب الدعوه اي بدانجا شدند. آنگاه كه برادران به كار افكندن رحل اقامت شدند تا به چا روزي شايد صاحب شفا به اذن شفاء بخش خويش روح مسخر و پليد ديوانگي را ازدامن برادر بسترد ناگاه مجنون به عادت مالوف و روان مغشوش خويش فرياد برداشت كه هاي دو چشمم سوي ديدن يافته است . مردم جاهل به باطن وكور به ظاهرغافل از تنکی عقل صاحب سخن جامه درتنش به بوي صواب و گره گشائي دريدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/29ساعت   توسط خوابگرد | 

شراب بی غش و ساقی خوش ، دو دام رهند      که زیرکان جهان از کمندشان نرهند

من ارچه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه       هزار شکر که یاران شهر بی گنهند.

 

آنچه همت برآن گماشته ام ارائه تجربیاتم است،  باشد که مقبول افتد. مقالهای که در آن با شما خواهم داشت عبارتند از 1- کامپیوتر 2- تاریخ هنر  3- سینما  3- اخبار روز 4-  تاریخ ۵- فلسفه .

 

آن چه در اولین بلاگ خود  قصد مطرح کردنش را دارم  در مورد مساله پاپ است. نمی دانم چند نفر از شما آنچه را که پاپ گفته است با دقت دنبال کرده اید. آنچه که شکی در آن نیست زبان فاخر پاپ است که یک  Philosophical Argument در باب ارتباط خشونت ودین را می گشاید . در شرحی نسبتا مفصل مطرح کرده است که زبان خدا، زبان جان است و نمی توان با شمشیر ولو به نام Holy War (جهاد) آن را در پهنه حضور آدمیان گستراند. برای فتح جان انسان بایستی مسلح به بیان مستدل بود که خود قوی ترین و کارآمدترین ابزار در این اقلیم، یعنی اقلیم جان است. اما مناقشه مربوط به مباحثه یک متکلم ایرانی واسلامی با امپراتور بیزانس در قرن چهاردهم میلادی است که به  عنوان شاهد، پاپ آورده است و زبان شمشیر اسلام را متذکر می شود. شکی در آن نیست که از شیطنت پاپ نمی توان گذشت و حتی فاصله گیری او را از رویه پاپ ژان پل دوم می توان از حذف یک اسقف انگلیسی از مسند مشاور در امور جهان اسلام  رد گیری کرد اما به قول یک تحلیل گر انگلیسی آنچه به عنوان حسن نیت بایستی رو کرد همانا درک متقابل از طرف مسلمانان است که سویه یک بحث را خودآگاهانه یا ناخودآگانه به جنجال کشانده اند. به جای مباحثه ای که می توانست غنیمت باشد متاسفانه با معذرت خواهی پاپ به سرانجام همیشگی سانسور و سرکوب مبتلا شد. شاید برای پاپ عواقب ناخوشایندی در پی باشد اما برای ما نه خانی آمد نه خانی رفت. البته به جز برای خراباتیان که بازی چرخ در بازیشان گم شده است و سر ریسمان دستشان است.

 

مطلب بعدی که بعدتر بیشتر به آن خواهم پرداخت وجود دنیای مجازی(Virtual Reality) است که تاثیر گذاری آن باورنکردنی است. عینیت های بسیاری چه در حوزه علمی و چه در سیاست و چه هنر می توان برای آن شمرد. اما یکی از مشخصترین آنها مدیا ( رسانه ها) هستند که عرصه ای را باز می کنند که ما  در فضای مجازی آنها غوطه وریم.  ماهیت و ساختار این دنیا  جذاب ، وسوسه انگیز و حتی دلهره آور است. به طور مثال دنیای بلاگ مانند قصه پریان می ماند که گاه سواری زیبا رو ، آنی در آن می درخشد و گاه  کابوس حضور هراسناکی ناشی از بروزات سانسور نشده  ما را به حقایقی پنهانی متذکر است. اما چه دلیلی برای واقعی بودن آن چه پیشرو داریم وجود دارد آیا اینها کابوس ها و رویاهای مکرر ما نیستند. موجودهای که قابل لمس نیستند اما حضور دارند . اینکه الانه بلاگش را می خوانیم  آیا حاصل خامه اندیشه  یک فرشته و یا یک شیطان است. امید وارم که مساله را جدی بگیرید . شاید رسانه تلویزیون نیز از این مقوله باشد که ما را در برابر اتفاقاتی قرار می دهد که گاه آن چنان قلب شده است که می تواند ما را در قشری از بلاهت رها کند. واقعیت دنیای بیرون براساس استانداردهای یک جعبه جعل می شود اما ممکن است آنچه لازم باشد سانسور شود.مثلا اینکه امروز روز دارفور است و دنیا برای این فاجعه انسانی لحظه ای هم که شده درنگ می کند اما ما به دلایل سیاسی در ایران از آن بی خبر هستیم چرا که این بار مسلمانان دست به کشتاری بی رحمانه زده اند که عدد آن به صد ها هزار نفر رسیده است. 

 تقدیم به مصیبت زدگان دارفور اما چه فایده!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/26ساعت   توسط خوابگرد |